پارت چهل :

وقتی گفت "تمومه" از خدا خواسته سریع به سمت درب خروجی رفتم.

قبل از آنکه از در خارج شوم، با حرفی که آرامش زد، خستگی در تنم ماند: یادت نره فردا می ریم خارج شهر، باشگاه اسب سواری. نیم ساعت زودتر بیدارم کن.

به زور چشمی گفتم و رفتم بیرون.
خواستم بروم داخل اتاقکم که باد خنکی شروع به وزیدن کرد.

حیفم آمد آن غروب و آن نسیم خنک را رها کنم.
راهم را به سمت تاب فلزی سفید گوشه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    1

    وا آرکان که از هستی خوشش میاد 😐 یعنی چی آشناشون کنم

    ۴ ماه پیش
  • اسرا

    1

    یادش بخیربیش۷۷۰۰لایک عالی بودوقتی که رمان انلاین کم بودن

    ۳ سال پیش
  • نسرین

    36

    نظر خاصی ندارم فقط اینکه سوتیه بدی دادین...چون ارکان هستی رو دوست داره و حالا حامی میخواد ماهرو رو با ارکان اشنا کنه؟؟!!! 😕 و فک میکنم ماهرو داره یه فکر و خیال های عاشقانه ای در رابطه با حامی داره

    ۶ سال پیش
  • RAHAII

    10

    خو گلم آرکان هستی رو دوس داره. ولی حامی که نمیدونه!!!! و اینکه رمان عالیه و به نظرم قرار هم نیست ماهرو و حامی عاشق هم بشن که به کللللل مزه اش میپره.پس هی نگین و منو حرص ندید مرسی اه😐😱

    ۶ سال پیش
  • غزل

    6

    ارامش خودتو حفظ کن ارکان میدونه چون توی یکی از پارت ها گفتش که همونجور که خود ارکان میگه عاشق هستیِ ولی بخاطر رفاقت چیزی نمیگه😊

    ۶ سال پیش
  • S_a_ra

    2

    درست میگی .ولی خب اگه ماهرو داره کم کم عاشق حامی میشه ،وقتی حامی بهش میگه ابجی در واقع باید ناراحت بشه ولی ماهرو همش لبخند ملیح میزنه💔😐😁

    ۶ سال پیش
  • ملڪہ یخے

    2

    نه اتفاقا توی یکی از پارت ها حامی میگه تا بهش گفتم ابجی چهرش جمع شد

    ۶ سال پیش
  • S_a_ra

    2

    اتفاقا اطلاع داره .چون دو بار از اولین پارت تا به این پارت به این موضوع اشاره کرده .یک بار که ارکان به هستی خیره بود و حامی مُچِش رو گرفت و دومین بار رو یادم نمیاد😐💔

    ۶ سال پیش
  • به تو چه |:

    1

    ماهرو عاشق حامی شده😛

    ۶ سال پیش
  • taranoom

    1

    لطفت بیشتر و سریعتر پارت گذاری کنین به نظر من ماهرو عاشق حامی شده، هستی و آرکان خیلی خوبه و بهم میان

    ۶ سال پیش
  • K

    3

    بخدا زود پارت بزارید من یکی یادم می ره یه لحظه کیف کردم که حامی همون حامی قبل شد ولی نه فک کنم بچه مون آدم شد 😜ولی گناه داره اما از دیدگاه آرامش هم که نگاه کنین بهش حق می دم من

    ۶ سال پیش
  • خوب

    1

    سلام دوستان میشه این اصلی حامی و باربد رو بگین ممنون و اینکه نویسنده عزیز رمانت فوق العاده س

    ۶ سال پیش
  • قلب یخی

    4

    دلم خیلیییییی واسه حامی میسوزه معلومه کلا خسته شده بیچاره😔😔😔😔😔نکنه ماهروعاشقش شده باشه

    ۶ سال پیش
  • من

    1

    بنظر منم عاشقش شده

    ۶ سال پیش
  • سحر

    4

    کم بود ولی مگه ارکان هستی رو دوست نداشت🤔

    ۶ سال پیش
  • نسرین

    6

    ببخشید یه داره اضافه نوشتم....ماهرو یه فکر و خیال های عاشقانه ای در رابطه با حامی داره

    ۶ سال پیش
  • Sahar

    8

    خیلی کم بود حس می کنم این ماهرو از حامی خوشش می یاد حامی هم نباید اینقد ساکت باشه اینجوری بده

    ۶ سال پیش
  • نیو

    14

    پارت کم بود،ارکان هم نباید بره با ماهرو،ارکان و هستی بیشتر بهم میان،حامی مظلوم شده ولی کاش موقتی باشه وگرنه رمان حوصله سر بر میشه

    ۶ سال پیش
  • Asal

    13

    مگه آرکان هستی رو دوست نداشت😐خود حامی هم گفت-_-پس چرا میگه میخواد آرکان و با ماهرو آشنا کنه😐

    ۶ سال پیش
  • هستی

    20

    اگه ماهرو با ارکان ازدواج کنه خودمو میکشم به نظرم هستی اون بیشتر بهم میان

    ۶ سال پیش
  • سحر

    10

    کم بود😶

    ۶ سال پیش
  • نازنین

    9

    این پارو خیلی بیخود بود یا کوتاه نزار اگه میزاری پر محتوا بزار این چی بود اخه همه اش فکر و خیال بود کِ 😑☹😡😠

    ۶ سال پیش
کپی شد!