شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت چهل :
وقتی گفت "تمومه" از خدا خواسته سریع به سمت درب خروجی رفتم.
قبل از آنکه از در خارج شوم، با حرفی که آرامش زد، خستگی در تنم ماند: یادت نره فردا می ریم خارج شهر، باشگاه اسب سواری. نیم ساعت زودتر بیدارم کن.
به زور چشمی گفتم و رفتم بیرون.
خواستم بروم داخل اتاقکم که باد خنکی شروع به وزیدن کرد.
حیفم آمد آن غروب و آن نسیم خنک را رها کنم.
راهم را به سمت تاب فلزی سفید گوشه
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
اسرا
1یادش بخیربیش۷۷۰۰لایک عالی بودوقتی که رمان انلاین کم بودن
۳ سال پیشنسرین
36نظر خاصی ندارم فقط اینکه سوتیه بدی دادین...چون ارکان هستی رو دوست داره و حالا حامی میخواد ماهرو رو با ارکان اشنا کنه؟؟!!! 😕 و فک میکنم ماهرو داره یه فکر و خیال های عاشقانه ای در رابطه با حامی داره
۶ سال پیشRAHAII
10خو گلم آرکان هستی رو دوس داره. ولی حامی که نمیدونه!!!! و اینکه رمان عالیه و به نظرم قرار هم نیست ماهرو و حامی عاشق هم بشن که به کللللل مزه اش میپره.پس هی نگین و منو حرص ندید مرسی اه😐😱
۶ سال پیشغزل
6ارامش خودتو حفظ کن ارکان میدونه چون توی یکی از پارت ها گفتش که همونجور که خود ارکان میگه عاشق هستیِ ولی بخاطر رفاقت چیزی نمیگه😊
۶ سال پیشS_a_ra
2درست میگی .ولی خب اگه ماهرو داره کم کم عاشق حامی میشه ،وقتی حامی بهش میگه ابجی در واقع باید ناراحت بشه ولی ماهرو همش لبخند ملیح میزنه💔😐😁
۶ سال پیشملڪہ یخے
2نه اتفاقا توی یکی از پارت ها حامی میگه تا بهش گفتم ابجی چهرش جمع شد
۶ سال پیشS_a_ra
2اتفاقا اطلاع داره .چون دو بار از اولین پارت تا به این پارت به این موضوع اشاره کرده .یک بار که ارکان به هستی خیره بود و حامی مُچِش رو گرفت و دومین بار رو یادم نمیاد😐💔
۶ سال پیشبه تو چه |:
1ماهرو عاشق حامی شده😛
۶ سال پیشtaranoom
1لطفت بیشتر و سریعتر پارت گذاری کنین به نظر من ماهرو عاشق حامی شده، هستی و آرکان خیلی خوبه و بهم میان
۶ سال پیشK
3بخدا زود پارت بزارید من یکی یادم می ره یه لحظه کیف کردم که حامی همون حامی قبل شد ولی نه فک کنم بچه مون آدم شد 😜ولی گناه داره اما از دیدگاه آرامش هم که نگاه کنین بهش حق می دم من
۶ سال پیشخوب
1سلام دوستان میشه این اصلی حامی و باربد رو بگین ممنون و اینکه نویسنده عزیز رمانت فوق العاده س
۶ سال پیشقلب یخی
4دلم خیلیییییی واسه حامی میسوزه معلومه کلا خسته شده بیچاره😔😔😔😔😔نکنه ماهروعاشقش شده باشه
۶ سال پیشمن
1بنظر منم عاشقش شده
۶ سال پیشسحر
4کم بود ولی مگه ارکان هستی رو دوست نداشت🤔
۶ سال پیشنسرین
6ببخشید یه داره اضافه نوشتم....ماهرو یه فکر و خیال های عاشقانه ای در رابطه با حامی داره
۶ سال پیشSahar
8خیلی کم بود حس می کنم این ماهرو از حامی خوشش می یاد حامی هم نباید اینقد ساکت باشه اینجوری بده
۶ سال پیشنیو
14پارت کم بود،ارکان هم نباید بره با ماهرو،ارکان و هستی بیشتر بهم میان،حامی مظلوم شده ولی کاش موقتی باشه وگرنه رمان حوصله سر بر میشه
۶ سال پیشAsal
13مگه آرکان هستی رو دوست نداشت😐خود حامی هم گفت-_-پس چرا میگه میخواد آرکان و با ماهرو آشنا کنه😐
۶ سال پیشهستی
20اگه ماهرو با ارکان ازدواج کنه خودمو میکشم به نظرم هستی اون بیشتر بهم میان
۶ سال پیشسحر
10کم بود😶
۶ سال پیشنازنین
9این پارو خیلی بیخود بود یا کوتاه نزار اگه میزاری پر محتوا بزار این چی بود اخه همه اش فکر و خیال بود کِ 😑☹😡😠
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
1وا آرکان که از هستی خوشش میاد 😐 یعنی چی آشناشون کنم