پارت صد و پنجاه و هفتم :

نفس عمیقی کشیدم.
دسته گل را دستم گرفته و به در سفید رنگ زل زدم.
 عکاس ها و فیلم بردار ب همراهِ هلی شات کنارمان قرار داشتند.
دختر ها تورم را درست کردند.
راستین دستم را گرفت.
در های سالن باز شدند.
صدای موزیک شدت گرفت.
امدنمان را به همه ی مهمان ها اعلام کردند.
موزیک تغییر کرد.
اهنگ دیگری پخش شد...
حس میکردم از شدت گرما دارم آتش میگیرم..خیلی استرس داشتم.
با اشاره

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • رویسا

    0

    جدی جدی راستین مرد 😱آی خیلی بد شد

    ۵ سال پیش
  • /♧

    28

    تو عروسی در حال رقص..یک دفعه صدای انفجار...دود.. اتیش.. بیانو ای عروسو ببرن ..🥴😂😂راستین زخمی شه .. باباشم تیر بخوره 🤤ووییی دارم میمیرم کاش یکم اکشن شه 😂🥴بعدش راستین بره نجاتش بده و بغل و گریه ..

    ۵ سال پیش
  • بهار

    14

    خیلییی باحال میشه ولی این اتفاق ها نمیفته

    ۵ سال پیش
  • heli

    11

    تخیلاتتو عشقه خشن

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    10

    خدایی دوباره یه بلایی سر دیلان بیاد من خودم و میکشم چون واقعا دیگه چیزی از دیلان نمیمونه

    ۵ سال پیش
  • Zeinab

    5

    چقد هیجانی میشع🤤🤤

    ۵ سال پیش
  • ???

    5

    ای بابا باز شروع شد گفتن عروسی به هم میخوره😂 اقا بزا از ذوق پارت های بعد بیرون بیایم بعد کارشناسی کنید😂 ولی ته دل خودمم کرم دارم حسم میگه یه اتفاقی میفته 😂😅

    ۵ سال پیش
  • Helen

    13

    من که میگم عروسی به این راحتیا هم تموم نمیشه😁

    ۵ سال پیش
  • Helen

    1

    😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • م.ا

    7

    این پارت نصفش دوباره تکرار شده بود ولی در هر صورت مرسی مرجان جون

    ۵ سال پیش
  • heli

    10

    قیافه همه موقع خوندن بالبخندی سرشار از ذوق یهو میبینن تکراری شد تمام هسشو میپره

    ۵ سال پیش
  • Melisa

    7

    تا بحال انقد نخرده بود ت ذوقم😐💔 کاش تکراری نمیشد

    ۵ سال پیش
  • Fatemeh

    19

    انگار تو این پارت زبون راستینو موش خورده بود! نه حرف عاشقانه ای، نه تهدیدی...کلا اتفاق خاصی نیفتاد و این از راستین بعید بود:/ اومم شایدم وقتی حامد و برد بیرون تهدیدش کرد ک چرا دیلانو نگاه کردی! :/

    ۵ سال پیش
  • ayda

    14

    چرا من با هیجان اومدم خوندم به امیده بوسه و اعتراف دیلان؟😂

    ۵ سال پیش
  • هیچ

    22

    نصفش تکراری بود 😢 وای خدا عروسیه تموم شه من نفس راحت بکشم

    ۵ سال پیش
  • عشق گروه آسترو

    21

    ولی احساس من بهم نمیگه عروسی بهم میخوره، تازه احساس میکنم عروسی قشنک پیش میره و هیچی نمیشه😍😵

    ۵ سال پیش
  • آرزو

    9

    اشکالی نداره تکراری بود چندکلمه هم بود کافی بود چون نوشته های مرجان خانم طلایی به جملشم تا آسمون میبرتت عالی بود مرسی مرجان خان

    ۵ سال پیش
  • .

    21

    دوستان فقط یکبار و یک قسمت کوتاهی تکراری شد و این دلیل نمیشه اعتراض کنید رمان های نویسنده های دیگه قسمت های خیلی طولانیی ترش تکرار میشه و اینکه لطفا نفوض بد نزنید عروسی چیزی نمیشه ینی امیدوارم نشه

    ۵ سال پیش
  • گلبرگ

    14

    آقا قبول نیییییس تکراری بوووود کم بووود 😭😭😭😭😭😭😭

    ۵ سال پیش
  • Sayna

    22

    شتت😐💔خورد تو ذوقم

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️