پارت صد و پنجاه و ششم :

کلافه زمزمه کردم:
-گفته باشم باید سر حرفت بمونی!
سر تکان داد:
-گفتم که سعی میکنم.
کمی دستم را فشرد.
به سمت در اتاق رفتیم.
با دستم قسمتی از پیرهن پف دارم را گرفتم و بلندش کردم.
-میترسم بیفتم.
به جلوی پایم زل زده بودم تا مراقب راه رفتنم باشم:
-دستمو گرفتی؟
به دست هایمان زل زدم.
دست راستم را گرفته بود.
-آره!
نیشخند زد:
-پس برای افتادنت باید زمین چپه شه...<

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Melisa

    8

    آقا چرا اینجوری میگین اینجا هم بلدن وقت شام عروس دوماد با قاشقشون از غذاشون بهم غذا بدن دهنشونم نیم متر وا میکنن😂😐💔

    ۵ سال پیش
  • سنا

    2

    امیر کی بود؟

    ۵ سال پیش
  • Melisa

    8

    شوهر آیلین😐

    ۵ سال پیش
  • ???

    7

    اخه مگه میشه بهترین عکست نشهههه😍😍😍

    ۵ سال پیش
  • م.ا

    10

    راست گفت پایه لازم نبود😂😅😂😅

    ۵ سال پیش
  • ؟؟؟

    5

    وای چند پارت بود نخونده بودم تقریبا از اونجا که عرار میکنه

    ۵ سال پیش
  • .

    8

    از این راستینا کجا میفروشن

    ۵ سال پیش
  • .....

    10

    یک عدد راستین پلیز

    ۵ سال پیش
  • hichkas

    22

    اقاااااااا چیه هی راستین راستین درسته خیلی جذابه ولی من هنو کراش اصلیم امیرررررره امیرررررر:/

    ۵ سال پیش
  • ستایش

    9

    منم هنو حامد کراشمه ای کاش حامد هم یکم نقشش تو رمان پررنگ تر میشد

    ۵ سال پیش
  • بیخی

    4

    بنظرم این پارت محشررر بود😍

    ۵ سال پیش
  • باور

    7

    رمانتیک بود ☺☺☺☺

    ۵ سال پیش
  • Sayna

    13

    من مردم یکی بیاد جنازمو جمع کنهه😍😍😂 واییی دیلان راس میگه خو راستین نردبونه 😁😂 اون قسمتش هم ک گف اگر زهر بریزن برای چشیدن پیش قدم میشم هم محشرررر بووووددد 😍

    ۵ سال پیش
  • ندا

    8

    من صبح رمان شروع کردم و الان باورم نمی شه باید منتظر پارت باشم 🙄🙄🙄😭😭😭

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    9

    وااییی خدا فقط اونجا که گفت خیلی هم شدی تا ببوسیش 😂😂خو دیلان بچم راست میگه راستین نردبون🤣😂😁

    ۵ سال پیش
  • hichkas

    20

    قسم میخورم اگر روی لبهایش زهر هم بریزند باز هم برای بوسیدنش پیش قدم میشوم:) چش و گوشم کم کم دارع باز میش:|

    ۵ سال پیش
  • زازام

    9

    جیییغ😐😂 من چند روزه شروع کردم رمانو و راحت میخوندم وسطشم رفتم رمان پانتومیمو خوندم و امیر:) اما الان باس منتظر پاااارت بمونمممم😐😂جیغ عرررر😐😂

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️