شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت سی و هفتم :
~آرامش~
سر میز نشسته بودم، حامی هم کمی عقب تر ایستاده بود..
همانطور که مربای آلبالو روی نان تست می گذاشتم گفتم : امروز نیم ساعت زودتر بیا دنبالم.
می رم جایی.
خیلی مطیع و آرام گفت : بله خانم.
بدون آنکه برگردم و نگاهش کنم، ناخودآگاه یک ابرویم بالا پرید.
این همه آرامش و لحنی آرام، کمی عجیب بود.
البته خیلی هم تعجب نداشت. چند باری که گوش مالی اش دادم، حساب ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
R
6چه از خود راضی رامشش کردم هیچوقت اشتباه نمیکنم😤😤😤😤
۶ سال پیشقلب یخی
6حامی چطور حرف گوش کن شده یکم عجیبه 🤨🤨🤔🤔
۶ سال پیشفاطیما
13ایشالله ماهرو و حامی قسمت هم بشن😂🖐🏿موافقین دیس لایک کنین😖
۶ سال پیشدخی شیطون بلا
11خدانکنه من از ماهرو متنفرم خودشیرین
۶ سال پیشفاطیما
2خیلی ممنون واقن همتون میخواین ماهرو و حامی به هم برسن....؟؟!😕😂🖐️
۶ سال پیشRAHAII
5اه اه اه به کل مزه رمان میپره که😐😑حالا خودشیرینیش به کنار، اصل قضیه اونجاست که با بادیگاردش برن تو دل خطر و عاشق بشن😃
۶ سال پیشRAHAII
4من عشق هیجانم. فقط بگید کی هیجانی میشههههه🤯🤯
۶ سال پیشنیو
36این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
Asra
6خداکنه بعدش حامی و رامشش به هم برسن😐😂
۶ سال پیشسحر
7آقا این ماهرو یجوریه آرامش یکم زیادی بهش اعتماد داره
۶ سال پیشنازی
7میشه روزی دوتا پارت بزارین آخه هم نوشته توی پارت کمه هم روزی یکی کمه اگه میشه روزی دوتا بزارین ممنون میشم
۶ سال پیشM
20ماهرو خیلی چندشه کلا ازش خوشم نمیاد خیلی یجوریه
۶ سال پیشTania
5تو از زندگیش خبر نداری یکم که بگذره از رمان میفهمی چی ب چیه
۶ سال پیشمهسا
9حامی آرامش بهم میرسن
۶ سال پیشنیلی
27حامی آدم بشو نیست دوباره برمیگرده سر جای اولش از من گفتن بود 😐
۶ سال پیشElena
13این پارت زیاد خوب نبود 😖 اصلا دوست ندارم حامی اینجوری شه 😫 درهر حال ممنون که زحمت میکشید😊😘
۶ سال پیشهلینا
22وایی دوست نداشتم حامی انقدر رام شه
۶ سال پیشSahar
20لطفا این عکس ماهرو عوض کنید حرصم میگیره میگم فک کنم یه چی خورده تو سر این حامی ها😂حس می کنم این ماهرو از حامی خوش می یاد🤔
۶ سال پیشSara
30این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
لطفا صبر کنید...

قاتل باربد و ماهرو
1اصلا فقط عاشق عکس ماکان شدم خیلی به شخصیتش میومد