پارت سی و هشتم :

طبق قراری که با حامی گذا‌شتم، نیم ساعت زودتر از همیشه وسایلم را جمع کردم و از کارخانه بیرون رفتم.

باید به موقع خودم را به باشگاه هم می رساندم.
همیشه به شاگردانم گوشزد می کردم که باید وقت شناس باشند، دوست نداشتم خودم از حرف های خودم سرپیچی کنم.
البته ممکن بود دیگر نروم و کلا استفاء دهم.
دغدغه هایم داشت زیاد می شد و دیگر جایی برای پرورش شاگرد نداشتم.

تا به سر خیا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نازلی

    0

    خوبه ولی عالی نیس:/😊😐💔

    ۵ سال پیش
  • ب ِتُ ٔچِ

    3

    خب ببینید یه نظر من اگه خود حامی هم با آرامش کلکل نمیکرداین همه هم خورد نمی شد الان که ساکت شده چیزی نمیگه به نظرم بهتر شده و این شخصیتش بهتراز اون شخصیت پرو بودنشه و اینکه عکس دیگه ای از شخصیتانیست؟

    ۶ سال پیش
  • کابوس

    5

    بچه ها ماهرو خیلی زشته🤮

    ۶ سال پیش
  • تارا

    9

    دختره عنتر ..اگه دست من بود خفش می کردم ...والا ...حامی بیچاره ، این دحتره احمق چقد تحقیرش می کنه ..واقعا از فقر متنفرم

    ۶ سال پیش
  • ملڪہ یخے

    4

    تقصیر خود حامی هست میخواست نره روی اعصاب آرامش تا اونم نخواد خوردش کنه 💁💁

    ۶ سال پیش
  • کوثر

    1

    👍عالیه

    ۶ سال پیش
  • قلب یخی

    4

    این کمیل چی میگه خیلی پررو هستش لطفا حامی را اینطوری نکنین اونم باشه عالییههه حامی رادوس دارم🥰🥰😍😍😍

    ۶ سال پیش
  • نیو

    26

    حامی عجیبه که اروم شده، هرچند فکر نکنم دووم بیاره و بازم کل کل کنه😂😂

    ۶ سال پیش
  • Alma~~

    6

    واقعا تازه خوده حامی ام قبول داره پروو...😂😂🙌🙌😐😐😐😐😐😐😐😐😞😞😞😒😒😒😒نمد چرا ولی از آرامش خوشم نمیاد درسته منم غرور دارم ولی ن در حد این عین طوفان خانم😒بدم میاد انقدر غرورو خودخواهی.❌

    ۶ سال پیش
  • عرفان

    2

    حامی اصلا عوض نشده چون وقتی آرامش از ماشین پیاده شد حامی بهش بد وبیراه گفت موقعی که باربد اومده بود خونش

    ۶ سال پیش
  • خوب

    2

    سلام شماها میدونید اسم اصلی حامی و آرامش و باربد چیه؟ و اینکه رمان فوق العاده س

    ۶ سال پیش
  • ؟

    2

    به نظر من ماهرو و ارکان عاشق هم میشن

    ۶ سال پیش
  • یاس

    7

    شخصی که نام کاربریتون ؟ هستش! باید بگم که حامی توی یکی از پارت ها گف که آرکان عاشق هستیه و از اون خوشش میاد.. پس نمی تونه عاشق ماهرو بشه=//

    ۶ سال پیش
  • Alma~~

    2

    آ آها آره راست میگی مرسی منم میخواستم بگم منم فکرکنم ماهرو و آرکان عاشق هم میشن ک نظر شمارو خوندم تازه یادم افتاد...😆😊😂😐🙌

    ۶ سال پیش
  • M

    4

    آرکان عاشق هستی آبجی حامیه

    ۶ سال پیش
  • فضولو بردن جهنم:|

    3

    تففففف اق حامیمون چشهههههه؟:(💔 دارم کم کم نگران میشم خودااا😐☺😂

    ۶ سال پیش
  • نازنین

    12

    متن پارت ها کمه و دیر به دیر پارت می گذارین حداقل اگه نمیتونین زود تر پارت گذاری کنین متنشونو بیشتر کنین ممنون

    ۶ سال پیش
  • Alma~~

    2

    آیا باریکلا خداخیرت بده من ک حال ندارم نظر بدم فقط میخونم.😞😐😐❌👊💔ولی شما حرف های دل منو میزنین خداوکیلی ممنون...😄😄😄😐😐😐😞😞❌❌❌🙌🙌😂😂😜😜

    ۶ سال پیش
  • آیسو

    5

    عالیهههه ارامش و حامی خیلی بهم میان

    ۶ سال پیش
  • مینا

    4

    بسیار رمانی زیباست من که عاشق ارامشم

    ۶ سال پیش
  • Aram

    8

    ر مانتون عالیه متشکر نویسنده ژووووووون🌺🌹💋🌷😘

    ۶ سال پیش
  • نسرین

    25

    ممنون میشم اگه که زود زود قسمت ها رو بذارین.....و اینکه ممنون بابت رمان قشنگتون😘😘

    ۶ سال پیش
کپی شد!