پارت سی و سوم :
'شادی'
بعد از شام درحالی که موهامو گوجهای و نامرتب بالای سرم بسته بودم و یه تیشرت گشاد که از یه طرف شونهم افتاده بود پایین و پیژامه چهارخونه قرمز مشکی محبوبمو پوشیده بودم، دوتا لیوان آب از آشپزخونه برداشته بودم و داشتم میبردم بالا و مواظب بودم بدون حادثه از پلهها بالا برم.
وقتی بالاخره پلهها تموم شدن و رسیدم بالا سرمو بلند کردم و تو یه قدمیم فرزاد رو دیدم.
اونم درحالی بÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
Airiyana
0انگار قضیه ثبت احوال کنسله..بادبان رو بکشید برمیگردیم دوستان😔😂
۲ روز پیشAiriyana
0«مشکلی ندارم همین که دوست دخترم ازم خوشش بیاد کافیه..» آتنا آتنا آتنا..تو با خلق کردن پارسا هی داری توقعمو بالا میبری ببینم میتونی یه کاری کنی بترشم یا نه😭 آخه بچهه تو رو باید چلوندد انقدر گرین فلگی😭
۲ روز پیشAiriyana
0اوو پس اون عرشیای مارموز از اینجا فهمیده بودد..منو بگو مثل این ماهیا صحنه آخر نهان نیلی رو یادم رفته بود😭
۲ روز پیشAiriyana
0خدایا یه اختلاط ساعت دو شب چی بود که به ما ندادی ولی هم به نیلی و پارسا دادی هم شادی و شوهرش؟😭😂 این رسم نامردی بود ولی..
۲ روز پیشAiriyana
0به یه بابا جهت دادن کارتش نیازمندیم😭😂
۲ روز پیشAiriyana
0این صحنه ففط یه شادی با لباس خواب توری که مامانش فقط برای شب ازدواجش خریده بود کم داشت تا صحنه تبدیل به یکی از جذاب ترین صحنه های تاریخ بشه😔🤌🏻(البته که شوخی میکنم فقط نمیتونستم مستقیم مسخره کنم😭)
۲ روز پیشماهونیا
3ترو خدا زود تر از چهار شنبه پارت بزارید یا حداقل پارت طولانی تر بدید خیلی باید صبر کنیم ما برای پارت بعدی هر هفته
۶ روز پیشریوا
0مگه هر هفته پارت میده؟ آخه من تازه این رمان رو شروع کردم هر هفته چند پارت میده؟
۵ روز پیشنیکا
0هر هفته دو تا پارت اونم چهارشنبه و پنجشنبه میاد
۴ روز پیشقاشق
2من چرا مدان آرزو دارم جلو بچه ها شادی فربد رو ببینه فربد بود نه؟ همونی که با ماشین زیرش گرفت و بزنتش تا دلم خنک شه و به عرشیا هم نشون بده هرکی با من در افتاد ورافتاد😂😂
۷ روز پیشقاشق
3باید بگم این رمان شده جزو بهترین رمان های عمرم یعنی بشدت معتادش شدم و منتظر پارتای بعدیم نویسنده کارت عالیه امیدوارم تند تند پارت بدی چون نمیتونم صبرکنم😖🫠
۷ روز پیشیگانه
0سلام عالی بود عالی کل کلاشونو دوست دارن مرسی☺️
۷ روز پیشنسترن
4دمت گرم شادی روشونو کم کردی😉
۱ هفته پیشمامان عسل
4خسته نباشی نویسنده عزیز رمانت به دل میشینه ..مخصوصا کل کل کردن بچه ها🤗
۱ هفته پیشسامیه
3در انتظار جنگ جهانی
۱ هفته پیشالی
3احتمالا یک جنگ جهانی بین آتش نیما عرشیا بوده😔
۱ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

Airiyana
0وقتی که خودشون نشستن کف زمین رو لیس زدن تمیز کردن به خودشون میان😔🤌🏻