پارت سی و چهارم :

'آتش'
اشکان کنارم نشسته بود و بی‌توجه به همه داشت با گوشیش گیم می‌زد.
نیما هم اون طرفم نشسته بود داشت با تلفنش کار می‌کرد
متأسفانه عرشیا هم روبه‌روم نشسته بود و مدام نگاه خصمانه‌ای بینمون رد و بدل میشد.
پارسا داشت تلویزیون میدید، فرزاد هم داشت کتاب می‌خوند.
همه یه جوری خودشونو سرگرم کرده بودن به جز من و عرشیا.
بعد از چند دقیقه از نگاه خیره‌م کلافه شد و گفت:
- چیه Ù

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت شادی در رمان رنسانس هفده سالگی شادی
تصویر شخصیت ملودی در رمان رنسانس هفده سالگی ملودی
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رنسانس هفده سالگی فرزاد
تصویر شخصیت آتش در رمان رنسانس هفده سالگی آتش
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیلو

    0

    خب خب معلومه که یه دردسر جدید وارد شده چون ما تا حالا تینکربل نداشتیم

    دیروز
  • نیلو

    0

    فرزاد مثل اون پروفسوره توی اشرف رویاعه که وسط تیر بارون داشت کتاب میخوند🤣✨

    دیروز
  • نیلو

    0

    الان عرشیا *** ذوق شده که نیکا بالاخره یه نگاهی بهش انداخته😂

    دیروز
  • Airiyana

    0

    از این مرتیکه خارجکیه که ته پارت اومد اگه آتش نباشه اصلاا حس خوبی نمیگیرم🤧معلوم نیست باز کی اومده تر بزنه وسط تصورات ما😭😭

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    خواهر برادری تراز میشه شادی و عرشیا.. چقدر عشق میکنم وقتی شادی اینجوری پوز عرشیا رو به خاک میماله😭

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    وای خاله ثمین فکر کنم پسری که میخواسته رو تو اشکان پیدا کرده..😭😂الان چقدر پسرا از دست اشکان حرص بخورن

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    چه لاسایی میزنه این تخم سگ.. چه لاسایی میزنهه وای😭😂 هم دلم میخواد بزنم نصفش کنم هم اینکه نیش ناشهه

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    پسرا پیش کسی که دوسش دارن وراج میشن..آتشم الان دقیقا توی همون مرحله اس امیدوارم ملودی زبونشو دور گردنش پاپیون نکنه فقط😭😂

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    الان که ملودی «خوش اومدی طلایی» از پهنا از قسمت تحتانیت کرد تو از حلقت در آورد حالیت میشه آتیش جونم😔😂

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    انگیزه دادن فقط اشکان.. عالی پسر😭😂

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    ترکیب پسر نرد و همزمان عوضی بودن فرزاد خیلی اگبگزوزنبممیکژکژکژکژپدزنزب ئه😭

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    آتیش جونم.. چرا معنی اختلاط و عوض کردی ای بابا..مگه اختلاط ساعت دو شب تو راهرو شکل نمیگرفت این چرا زد دماغ ناناز بچه امو از بین برد؟😭😂

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    این عرشیا چرا داره از دایره آدم خوبام خارج میشه؟مرتیکه راجب به خودت بیا کم کم داری باعث حالت تهوعم میشی😭

    ۲ روز پیش
  • قاشق

    0

    نمیشه فردا یه پارت اضافه بدی خواهشا لطفا من نمیتونم بعد فردا تا هفته بعد صبر کنم خواهشن یه پارت هدیه بده

    ۲ روز پیش
  • قاشق

    1

    اصلا از فرزاد خوشم نمیاد نمیدونم چرا واقعا ولی خوب احساس میکنم خیلی ماسته و اصلا اصلا ازش خوشم نمیاد کاش میشد فرزاد داداشش باشه و بعدا عاشق عرشیا باشه😖🫠😭

    ۲ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️