پارت سی و دوم :

'ملودی'
با چشمای به خون نشسته به اون عوضی که از وقتی منو دیده با نیش باز بهم نگاه می‌کنه نگاه کردم.
فکر می‌کردم قراره با سفر به کیش چند روز این آشغال عوضی رومخ رو که وقتی لحظه اول منو دید بهم چشمک زد و گفت:
- چطوری طلایی؟
رو نبینم اما شادی جون با شرایطی که برای اومدنش به کیش گذاشته بود تمام نقشه‌هام رو نابود کرده بود!
از اون عجیب‌تر وقتی بود که نیما و فرزاد همدیگه رو دیدن و Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت شادی در رمان رنسانس هفده سالگی شادی
تصویر شخصیت ملودی در رمان رنسانس هفده سالگی ملودی
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رنسانس هفده سالگی فرزاد
تصویر شخصیت آتش در رمان رنسانس هفده سالگی آتش
آخرین نظرات ارسال شده
  • Airiyana

    0

    به همین زودی رفتیم تو فاز انکار..ای بابا کی این روند تموم میخواد بشه خدا می دونه احتمالا بعد از سفید شدن و ریختن همه موهای ما😭

    ۳ روز پیش
  • Airiyana

    0

    «من فقط دلم نخواست وقتی من اینجام اذیت بشی» برای این جمله بگم موش بخورتت پسر یا نه؟😔🤌🏻

    ۳ روز پیش
  • Airiyana

    0

    آتیش هی میخواد جنتلمن باشه..ملودی گازش میگیره.. بابا اجازه بده پسرم یکم از اینهمه سال دختر بازی هنرایی که یاد گرفته رو برات رو کنه ای بابا😔

    ۳ روز پیش
  • Airiyana

    0

    وای وای..اشکان تا ابد سبک زندگی مورد علاقه امه😭🤌🏻😂

    ۳ روز پیش
  • Airiyana

    0

    حس میکنم تصور اینکه اتاق عرشیا اینا به اتاق نیما اینا یهو نصفه شب شبیخون بزنه کار خیلی راحتیه😔

    ۳ روز پیش
  • Airiyana

    0

    فکر کنم سالم ترین کاپل این جمع پارسا و بلوبری اشن😭 دیگه ببین این جمع چیه که پارسا و نیلی سالم ترین محسوب میشن یا خدا

    ۳ روز پیش
  • Airiyana

    0

    بقیه دخترا جلوی کراششون:ایی جنازه؟من میتلسمم. شادی جلوی کراشش:داداش یه کلاس تشریح جنازه امون نشه؟تو بچه ها رو بچین من جنازه رو میارم برات عشق کنی😔🤌🏻

    ۳ روز پیش
  • Airiyana

    0

    آتش کفش آهنی پوشیده، مستقیم داره رو مغز ملودی تاتی تاتی میکنه..کی ملودی تبدیلش کنه به خاکستر خدا میدونه😂😭

    ۳ روز پیش
  • برفین

    0

    ملودی هم که فقط دنبال یک دلیل به بچم بپره

    ۱ هفته پیش
  • بی نامونشون

    2

    ملودی و شتدی طبق عکس شخصیت ها خیلی خوشگلن ولی بازم یکم عکسا واضح نیستن مخصوصا اتش که کلا فقط نیم رخش معلومه اینا به کنار من عاشق ملودی شدم نمیدونم چرا ولی شخصیت ملودی رو بیشتر از شادی از همون اول دوست داشتم اروم بودن و ساکت بودنش به خاطر داد و بیداد از صبح از خواب پریدنش یا وقتی که به خاطر ارامش از

    ۲ هفته پیش
  • بی نامونشون

    0

    از خونه خوانواده اولش بیرون اومدنش منو یاد خودم میندازه خیلی عالی نوشتی ممنون گلم بابت پارت هات

    ۲ هفته پیش
  • پری

    0

    وایی هم نظریم

    ۱ هفته پیش
  • ....

    1

    من خیلی شخصیت شادی رو دوست دارم یه جورایی غمش رو با شیطنت میزه بیرون

    ۱ هفته پیش
  • BASIL

    3

    فرزاد و شادی خیلی کاپل ناز و باحالی هستن خیلی بهم میان

    ۲ هفته پیش
  • نیلو

    2

    نیما و شوهر شادی هم که همکلاسی در اومدن😂😔

    ۲ هفته پیش
  • نیلو

    1

    آتش چه میکند🔥😂😔

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️