پارت سی و سوم :

'شادی'
بعد از شام درحالی که موهامو گوجه‌ای و نامرتب بالای سرم بسته بودم و یه تیشرت گشاد که از یه طرف شونه‌م افتاده بود پایین و پیژامه چهارخونه قرمز مشکی محبوبمو پوشیده بودم، دوتا لیوان آب از آشپزخونه برداشته بودم و داشتم می‌بردم بالا و مواظب بودم بدون حادثه از پله‌ها بالا برم.
وقتی بالاخره پله‌ها تموم شدن و رسیدم بالا سرمو بلند کردم و تو یه قدمیم فرزاد رو دیدم.
اونم درحالی بÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت شادی در رمان رنسانس هفده سالگی شادی
تصویر شخصیت ملودی در رمان رنسانس هفده سالگی ملودی
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رنسانس هفده سالگی فرزاد
تصویر شخصیت آتش در رمان رنسانس هفده سالگی آتش
آخرین نظرات ارسال شده
  • Airiyana

    0

    وقتی که خودشون نشستن کف زمین رو لیس زدن تمیز کردن به خودشون میان😔🤌🏻

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    انگار قضیه ثبت احوال کنسله..بادبان رو بکشید برمیگردیم دوستان😔😂

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    «مشکلی ندارم همین که دوست دخترم ازم خوشش بیاد کافیه..» آتنا آتنا آتنا..تو با خلق کردن پارسا هی داری توقعمو بالا میبری ببینم میتونی یه کاری کنی بترشم یا نه😭 آخه بچهه تو رو باید چلوندد انقدر گرین فلگی😭

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    اوو پس اون عرشیای مارموز از اینجا فهمیده بودد..منو بگو مثل این ماهیا صحنه آخر نهان نیلی رو یادم رفته بود😭

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    خدایا یه اختلاط ساعت دو شب چی بود که به ما ندادی ولی هم به نیلی و پارسا دادی هم شادی و شوهرش؟😭😂 این رسم نامردی بود ولی..

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    به یه بابا جهت دادن کارتش نیازمندیم😭😂

    ۲ روز پیش
  • Airiyana

    0

    این صحنه ففط یه شادی با لباس خواب توری که مامانش فقط برای شب ازدواجش خریده بود کم داشت تا صحنه تبدیل به یکی از جذاب ترین صحنه های تاریخ بشه😔🤌🏻(البته که شوخی میکنم فقط نمیتونستم مستقیم مسخره کنم😭)

    ۲ روز پیش
  • ماهونیا

    3

    ترو خدا زود تر از چهار شنبه پارت بزارید یا حداقل پارت طولانی تر بدید خیلی باید صبر کنیم ما برای پارت بعدی هر هفته

    ۶ روز پیش
  • ریوا

    0

    مگه هر هفته پارت میده؟ آخه من تازه این رمان رو شروع کردم هر هفته چند پارت میده؟

    ۵ روز پیش
  • نیکا

    0

    هر هفته دو تا پارت اونم چهارشنبه و پنجشنبه میاد

    ۴ روز پیش
  • قاشق

    2

    من چرا مدان آرزو دارم جلو بچه ها شادی فربد رو ببینه فربد بود نه؟ همونی که با ماشین زیرش گرفت و بزنتش تا دلم خنک شه و به عرشیا هم نشون بده هرکی با من در افتاد ورافتاد😂😂

    ۷ روز پیش
  • قاشق

    3

    باید بگم این رمان شده جزو بهترین رمان های عمرم یعنی بشدت معتادش شدم و منتظر پارتای بعدیم نویسنده کارت عالیه امیدوارم تند تند پارت بدی چون نمیتونم صبرکنم😖🫠

    ۷ روز پیش
  • یگانه

    0

    سلام عالی بود عالی کل کلاشونو دوست دارن مرسی☺️

    ۱ هفته پیش
  • نسترن

    4

    دمت گرم شادی روشونو کم کردی😉

    ۱ هفته پیش
  • مامان عسل

    4

    خسته نباشی نویسنده عزیز رمانت به دل میشینه ..مخصوصا کل کل کردن بچه ها🤗

    ۱ هفته پیش
  • سامیه

    3

    در انتظار جنگ جهانی

    ۱ هفته پیش
  • الی

    3

    احتمالا یک جنگ جهانی بین آتش نیما عرشیا بوده😔

    ۱ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️