پارت شصت :



خونه ساکت‌تر از همیشه بود.

ترنم روی مبل نشسته بود و تلویزیون روشن بود، ولی معلوم بود حواسش به چیزی که پخش می‌شه نیست.

برزین از اتاق بیرون اومد و
نگاهش روی ترنم مونده بود
از وقتی برگشته بودن، رفتار ترنم عجیب شده بود.

نه اینکه حرف نزنه حرف می‌زد، جواب می‌داد، حتی گاهی لبخند می‌زد.

اما یه چیزی توی رفتارش عوض شده بود.

یه فاصله‌ی نامرئی بینØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت برزین در رمان خفته در راز برزین
تصویر شخصیت ترنم در رمان خفته در راز ترنم
تصویر شخصیت بلوط در رمان خفته در راز بلوط
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    نکنه باباش تهدیدش میکنه باید ساکت بمونه وچیزی نگه. کنجکاوشدم خیلی. ممنونم

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️