پارت شصت و یک :


ـ بابامه؟
نگاهش دوباره روی صفحه‌ی گوشی افتاد.

دست‌هاش هنوز می‌لرزید.

ـ آره...

صداش آن‌قدر آروم بود که به زحمت شنیدمش.

نگاهم رفت سمت گوشی.

ـ پس چرا جواب نمی‌دی؟
لبش رو به هم فشار داد.

ـ نمی‌تونم.

ابروهام درهم رفت.

ـ ترنم، نصف شبه. بابام این موقع زنگ زده. معلومه یه چیزی شده.

سرش رو پایین انداخت.

ـ برزین...

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت برزین در رمان خفته در راز برزین
تصویر شخصیت ترنم در رمان خفته در راز ترنم
تصویر شخصیت بلوط در رمان خفته در راز بلوط
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهرخ

    0

    شاید بهش *** شده و فقط پدر برزین درجریانه

    ۷ روز پیش
  • محرابی

    0

    نمیدونم چرا شک کردم به این که پدربرزین بلایی سرش آورده. ممنون زیبا ودلنشین بود خدا قوت عزیزم

    ۱ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️