پارت پنجاه و نهم :

_باید یه چیزایی برای بعد بمونه.

چند لحظه نگاهش کردم.

این پسر واقعاً تصمیم گرفته بود من رو دیوونه کنه!

_تو عمداً نمی‌خوای بگی، نه؟

خندید.

_شاید.

_سهیل!

_جانم؟
با جانم گفتنش به جوری شدم و لب زدم:
_حداقل یه سرنخ بده.

_چه سرنخی؟

_مثلاً... هم‌سن خودته؟

چند ثانیه فکر کرد.

_تقریباً.

ابرو بالا انداختم.

_ت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت برزین در رمان خفته در راز برزین
تصویر شخصیت ترنم در رمان خفته در راز ترنم
تصویر شخصیت بلوط در رمان خفته در راز بلوط
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    حق داری بلوط جان منم گیج شدم که برزین این همه میگه عاشق ترنمم وفراموشم کن چرا براش مهمه باسهیل بری تو رابطه. سهیل خیلی خوبه کاش دل بکنی ازبرزین وباسهیل خوب بشی. ممنون زیبا ودلنشین بود خدا قوت عزیزم

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️