طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت صد و هشتاد و دوم :
- یونس خوبی؟
حس سنگینی گوشهایش را پر میکند و صدای نوشین را از فاصله خیلی دور میشوند. به صورت همسرش نگاه نمیکند، پلک باز نمیکند و کِل کشیدنها، تبریکها تا عمق وجودش را به آشوب میکشد. با شل شدن زانوهایش، روی صندلی مینشیند و گلوی پر دردش با پایین رفتن سیبکش میسوزد، دکمه زیر گلویش را باز میکند و تنها به دخترش نگاه میکند، صورتی که حالا پشت بازوهای مردانهِ مردی که همسرش شØ
لطفا صبر کنید...

..م
1هر دوشون لنگه هم کثافت و عوضین،این وسط زندگی نیکداد تباه شد بعد آترا 😠