پارت نود و دوم :

نگاهم را سرد و عصبی از شاهان می‌گیرم. نه بازی نمی‌کنم... جان می‌دهم. جان!
از صحنه خارج می‌شوم. نورهای شدید استودیو، مثل تیغ‌های جراحی روی پوستم می‌کِشند. در انعکاس کدر شیشه‌ی کنار میز گریم، تصویر خودم را می‌بینم؛ زنی که آشفته و درهم‌شکسته است. شاهان پشت سرم است؛ صدای ملایم کفش‌هایش روی کف استودیو، مثل صدای گام‌های شکارچی، بی‌صدا و پیوسته است.
او به لبه‌ی میز وسایل تکیه می‌ز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zeyn

    0

    اونجا که گلو پر پر میکرد میگفت دوسم داره،منظورش شاهان بود یا آراد؟

    ۲۴ ساعت پیش
  • ناهید

    0

    خب معلومه آراد دیگه

    ۲۱ ساعت پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    آراد. شاهان چرا😂😂

    ۳ ساعت پیش
  • ناهید

    5

    بچه ها من یه حسی نسبت به شاهان دارم ویه حدس گنگی میزنم؛اینکه نکنه شاهان همون آراد خودمونه که با گریم و تغییر چهره تو نقش شاهان به آرام داره نزدیک میشه🤔 آخه بعضی حالتاش وبه آرام نگاه کردناش منو یاد آراد میندازه🧐

    ۲ روز پیش
  • Mehila

    0

    دقیقا منم میخواستم بگم شاید کلا جراحی کرده باشه تغییر چهره داده 🙂 ولی امیدوارم اینجوری نباشه

    دیروز
  • ناهید

    1

    منظور من جراحی و تغییر چهره همیشگی نبود بلکه تغییرچهره فقط تا زمانیکه آراد به خواسته مورد نظرش برسه

    ۲۱ ساعت پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    بابا این دیگه خیلیییی... 🤣🤣🤣

    ۳ ساعت پیش
  • Yana

    4

    این کافه رفتن آرام و شاهان واقعا منو یاد روزای اول آرام و آراد میندازه🥺

    ۲ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    یادش بخیرررر😭😭

    ۳ ساعت پیش
  • مریم

    4

    خسته نباشی بانو جان ممنونم بابت پارت❤️❤️ ارام بالاخره به زندگی برگشت باید دید آراد تو چه وضعیتی هست🙃

    ۳ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    سلامت باشی خوشگلممم❤️✨️

    ۳ ساعت پیش
  • hasti

    5

    با تمام احترام از کسایی که مشخصه پارتنر داشتن و بعدش به دروغ میگن نه ما رابطه نداشتیم و گردن نمیگیرن متنفرم. میتونست بگه آره داشتم وای میخوام فراموش کنم یا یه همچین چیزی. در کل واقعاا عاشقتم نگین قلمت حرف نداره💞😭

    ۳ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    فدات بشممم گلی🥹❤️✨️

    ۳ ساعت پیش
  • فاطی

    2

    نگینن واقعا ازت ممنونم بخاطر زحماتی که برای این رمان میکشی ولی واقعیت خیلی ناراحت شدم این دو پارت رو خوندم اصلا دلم نمی خواد اینجوری تموم بشه من تا آرام و آراد رو کنار هم نبینم راحت نمیشم میدونم تو دنیای واقعی هم عاقبت عاشقا همینجوری میشه ولی چقد خوبه که تو داستان بی رحم نباشیم دلمون خوش باشه

    ۳ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    خوشگلم ۱۰ پارت دیگه هنوز مونده کلی اتفاق در راهه✨️

    ۳ ساعت پیش
  • نیایش

    3

    نگین میشه تو چنل یه سکلانس از تو تئاتر خودت هستی و اجرا میکنی بزاری.

    ۳ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    من فقط یه زمانی تئاتر کار می‌کردم الان دیگه کار نمی‌کنم خوشگلا🥲

    ۳ ساعت پیش
  • Negar

    2

    شاهان جنتلمنه. البته اسمش شاهان سروره چه انتظاری دارم

    ۳ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    همین نه🙂‍↔️✨️

    ۳ ساعت پیش
  • Kosar

    2

    باید به شاهان بگم که اتفاقا دوتا پسر به شدتت جذاب عاشق آرامم بودن و فقط آرام کنار آراد و دارا قشنگه و بهتره به آرامم نزدیک نشه من امید دارم که آراد خوب میشه و دوباره رابطه اشون اوکی میشه پسس آقا شاهان برو یه دختر دیگه پیدا کن برای خودت این دخترمون ماله آراد و داراست😡☺️

    دیروز
  • شیوا

    0

    سلام واقعا ناراحت شدم پس آراد قصه چی شد من به عشق آراد که خیلی دوستش داشتم داستان رو می خوندم نگید که این دوتا به هم نمی رسه که خیلی دلم می شکنه واقعا عشق آراد به آرام حیفه

    دیروز
  • ...

    1

    عادیه از شاهان وایب خوبی نگیرم؟؟

    ۲ روز پیش
  • سارا

    0

    اینکه خود ارام گفت یکم شبیع دارا هست منو به شک انداخت ولی اگه معروف هست و از بچگی میشناسنش جای بحث نمیمونه شاهان هم انگار خوبه ها ولی اراد باشه لطفا بیاریدش 🥺💚

    ۲ روز پیش
  • دریا

    2

    انقدر تغییر رفتار و شخصیتی شخصیت ها هر فصل زیاده که حس میکنم کارکتر جدید وارد داستان شده در صورتی که همون قبلی ها هستند..نگین واقعا به شدت عالیی سیر زندگی توی اوج گرفتن و سقوط کردن کاراکترها رو نوشتی:))هر چند به این رابطه ریز در حال ایجاد بین آرام و شاهان حس خوب ندارم🥲

    ۲ روز پیش
  • لاله

    4

    حسم یه جوریه انگار برای منم دوسال گذشته نمیدونم ازین آرامِ جدید خوشحال باشم یا از انکار و دروغش ناراحت!

    ۲ روز پیش
  • مبینا..

    1

    من ازشاهان خوشم اومد،شخصیتش به دلم ننشست،یه حس امنیت وآرامش خاصی داره که دقیقاهمون چیزیه که آرام دنبالش بودومیخواست،هرچندآرادبادوشخصیتی که داشت روخیلی خیلی بیشتردوستش داشتم وکناردارایه حس هیجان ورهابودن جوری که انگارجسارت هرکاری روداشت یادکترمنش که بامنطق واحترام میخواست حس امنی به آرام بده

    ۲ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️