پارت نود و سوم :

فضای کافه دنج و نیمه‌تاریک است. نور کمرنگ خورشیدِ پشت ابر، روی میز چوبی کهنه‌مان می‌افتد و بخار غلیظ کاپوچینو، بین من و شاهان می‌رقصد. صدای برخورد قاشق استیل با دیواره فنجان، در سکوت سنگین بینمان، مثل صدای شکستن شیشه‌ای نازک است. شاهان فنجانش را بین دو دست گرفته و بی‌هدف می‌چرخاند؛ نگاهش هنوز روی من است، جست‌وجوگر و کاوشگر. انگار دارد تکه‌های پازلی را کنار هم می‌چیند که هنوز لبهâ€

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • hasti

    0

    حالا که رابطه آرام و شاهان رو دارم میخونم، واقعا متوجه این میشم چقد آرام از زندگی معمولی و یه رابطه نرمال دور بود.

    ۵۲ دقیقه پیش
  • hasti

    0

    سلام مهرداد. از دیدن دوبارت خوشحال نشدم با تمام بی احترامی❤️

    ۵۲ دقیقه پیش
  • لاله

    0

    خیلی خیلی خوشحال و سپاسگذارم از نگین جون بابت سرعت بالایی که دراین چندروز به پارتگذاری هاشون دادن و امیدوارم به این زودی این رمان پُرکشش و جذاب به پایان نرسه،، واینکه برخلاف بقیه من اصلا دلم نمیخواد آرام به آراد باهزاران هزار مشکل روحی برگرده هرچند کاراکتر آراد رو دوسش داشتم

    ۲ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    مهرداد یکم زیادی خونسرد بود، خدا رحم کن

    ۲ ساعت پیش
  • هاناکو

    1

    چشممون به جمال مهرداد روشن شد ، دلم براش تنگ نشده بود

    ۲ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    اما من فکر میکردم مدت های خوشی هم با دارا و آراد داشتی دختر😢 الان مشخص شد که نه

    ۲ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    جایی که شاهان پیام داد. یاد پیامک بازی اول دارا و آرام افتادم که آرام مدام در حال جدل با دارا سر نقش زیبا بود و از پیام هاش حس خوبی نمی گرفت. آرام خیلی استرس رو تحمل می کرد

    ۲ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    از شاهان خوشم نمیاد..تمام! دارا کجایی؟؟

    ۲ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    فشار روانی که آراد به آرام وارد کرده، تازه بیشتر به چشمم میاد. اینطوریه که مدام شاهان و آراد رو مقایسه میکنه و می ترسه که شاهان بخواد ازش سو استفاده کنه💔

    ۲ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    بقیه مردم: سیگار نکش ،چیز خوبی نیست. شاهان: اگه بخوای برات یک پاکت سیگار سبک و معطر میخرم😶

    ۲ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    طرز فکر جالبی نیست آرام، یعنی سیگار بکشی بعد به ریه های خودت آسیب بزنی تا دختر ضعیف و معصومی نباشی؟ یعنی الان آرام سیگار کشید شد دختر با جسارت😂 وای از طرز فکرش..آرام همینجوری هم شخصیتش قشنگه

    ۲ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    رابطه نرمال هم خوبه ها ..اما من مریضم، دلم رابطه آرام و آراد رو میخواد*دیوونه هم خودتونید*

    ۲ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    با اینکه از شاهان خوشم نمیاد اما ای کاش آرام درخواست دوستی ازش رو قبول نکنه چون احساس میکنم امکان داره اگه آراد برگشت ، شاهان فکر کنه بهش خیانت شده

    ۲ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    این مردک چرا همه جا ته سیگاری پرت میکنه؟ آقائه، احترام خودتو نگه دار پس محیط زیست چی میشه

    ۲ ساعت پیش
  • نیایش

    0

    خونه آرام اینا کجاست ؟ که به مسیر شاهان میخورد ؟

    ۲ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️