پارت نود و یک :
خالی شدهام؛ شبیه به ساختمانی متروکه پس از انفجاری مهیب، که تمام پنجرههایش رو به درون آوار شده باشند.
شقیقهام را به شیشهی لرزان و یخزدهی لکسوس فشردهام. سرمای شیشه در استخوان پیشانیام فرو میرود، اما جلوی هجوم افکارم را نمیگیرد. اشکهایم بیصدا، داغ و لجوج، شیار گونههایم را میسوزانند و فرو میچکند. از همان لحظهای که گامهای لرزانم را از چهارچوب آهنی و زنگزدهâ€
مطالعهی این پارت حدودا ۳۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
hasti
0وای دوباره آراد و دارا. ولی چه آراد و دارایی؟ هیچ شباهتی ندارن😭
۵۰ ثانیه پیشنیایش
0نگین ای کاش میشد این چند تا پارت باقی مونده رو باهم بزاری اینجوری جونمون بالا میاد بخداا
۳۹ دقیقه پیشسارا
1شت چیشد شاهان کیه اراد کجا رفت چرا فصل اخر زدی 🥺🥺دو سال رفت
۴۱ دقیقه پیشMobina
0چرا آبرو برای پدر و مادر ها مهمتر از خود فرزندشونه حتی این فروپاشی و دو شخصیتی شدن آراد هم یه دلیلش این پدر و مادرشه 💔
۵۳ دقیقه پیشMahsa
1نگین جون نمی دونم واسه برگشت دارا خوش حال باشم،یا واسه فصل آخر ناراحت قلمت بی نظیره دختر🩵
۵۸ دقیقه پیشزینب
1یعنی اپن موقع که آرام داشت از پیشش میرفت هنوز ادغام بودن؟
۱ ساعت پیشYegane
0وای پسرای عزیزم بمیرم براتون داراا آرادد دلم برای این بچه ها لک زده بود خدایاا با بقیه اش کار ندارم فقط بذارید از برگشت پسرام گریه کنم.. راستی شاهان جان خوش اومدی ولی برام در برابر پسرام آراد و دارا هیچی..:/ خسته نباشی نگین جون واقعا خسته نباشی
۱ ساعت پیشرها
0نگین جون با ما این کارو نکن دیگه توان گریه نداریم 🥲 دلت به حال ما بسوزه 😂💔
۱ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

hasti
0به به آقا شاهان💞 بالاخره دیدیمتون