پارت نود و دوم :
نگاهم را سرد و عصبی از شاهان میگیرم. نه بازی نمیکنم... جان میدهم. جان!
از صحنه خارج میشوم. نورهای شدید استودیو، مثل تیغهای جراحی روی پوستم میکِشند. در انعکاس کدر شیشهی کنار میز گریم، تصویر خودم را میبینم؛ زنی که آشفته و درهمشکسته است. شاهان پشت سرم است؛ صدای ملایم کفشهایش روی کف استودیو، مثل صدای گامهای شکارچی، بیصدا و پیوسته است.
او به لبهی میز وسایل تکیه میز
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه زهرا
0بنظرم قرار نیست همیشه انتظار معجزه داشته باشیم..یعنی آرام یه زندگی مجزا برای خودش داره و آراد هم یه زندگی مجزا که دوریشون از هم فعلا به نفع همدیگه ست؛پس وقتی بدون همدیگه شون از باهمدیگه شون کمتر بهشون آسیب میزنه چرا ناراحت باشیم؟
۲۷ دقیقه پیشفاطمه زهرا
0همه چی خیلی حرفه ایه واقعا✨😭
۳۰ دقیقه پیشفاطمه زهرا
0یه موضوعی که هست اینه که آرام کوچیکترین جزئیات شاهان رو با دارا یا آراد مقایسه میکنه..که اکثرش هم منفیه..مثلا یه جایی گفت لمس گرمای انسانی بدون هیج خشونت و تملکی..به آراد اشاره نکرد ولی با آراد بود..یا مثلا یه جای دیگه هم یه چیز دیگه گفت..اثراتش هنوز روی آرام هست و به ناخودآگاهش تروما وارد شده
۳۰ دقیقه پیشفاطمه زهرا
0حالا من برعکس بقیه بنظرم حتی اگر آراد کامل کامل خوب بشه که فکر نکنم بشه باز هم نمیشه برن توی رابطه..آرام عاشق داراست نه آراد،اگر دو شخصیته باشه چجور آراد و آرام میخوان باهم کنار بیان وقتی آرام عاشق اون یکی شخصیت آراده؟تازه اینم یکی از کوچیکترن دلیلاشه
۳۳ دقیقه پیشZeyn
0اونجا که گلو پر پر میکرد میگفت دوسم داره،منظورش شاهان بود یا آراد؟
۲۴ ساعت پیشناهید
0خب معلومه آراد دیگه
۲۱ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
آراد. شاهان چرا😂😂
۴ ساعت پیشناهید
5بچه ها من یه حسی نسبت به شاهان دارم ویه حدس گنگی میزنم؛اینکه نکنه شاهان همون آراد خودمونه که با گریم و تغییر چهره تو نقش شاهان به آرام داره نزدیک میشه🤔 آخه بعضی حالتاش وبه آرام نگاه کردناش منو یاد آراد میندازه🧐
۲ روز پیشMehila
0دقیقا منم میخواستم بگم شاید کلا جراحی کرده باشه تغییر چهره داده 🙂 ولی امیدوارم اینجوری نباشه
دیروزناهید
1منظور من جراحی و تغییر چهره همیشگی نبود بلکه تغییرچهره فقط تا زمانیکه آراد به خواسته مورد نظرش برسه
۲۱ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
بابا این دیگه خیلیییی... 🤣🤣🤣
۴ ساعت پیشYana
4این کافه رفتن آرام و شاهان واقعا منو یاد روزای اول آرام و آراد میندازه🥺
۲ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
یادش بخیرررر😭😭
۴ ساعت پیشمریم
4خسته نباشی بانو جان ممنونم بابت پارت❤️❤️ ارام بالاخره به زندگی برگشت باید دید آراد تو چه وضعیتی هست🙃
۳ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
سلامت باشی خوشگلممم❤️✨️
۴ ساعت پیشhasti
5با تمام احترام از کسایی که مشخصه پارتنر داشتن و بعدش به دروغ میگن نه ما رابطه نداشتیم و گردن نمیگیرن متنفرم. میتونست بگه آره داشتم وای میخوام فراموش کنم یا یه همچین چیزی. در کل واقعاا عاشقتم نگین قلمت حرف نداره💞😭
۳ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
فدات بشممم گلی🥹❤️✨️
۴ ساعت پیشفاطی
2نگینن واقعا ازت ممنونم بخاطر زحماتی که برای این رمان میکشی ولی واقعیت خیلی ناراحت شدم این دو پارت رو خوندم اصلا دلم نمی خواد اینجوری تموم بشه من تا آرام و آراد رو کنار هم نبینم راحت نمیشم میدونم تو دنیای واقعی هم عاقبت عاشقا همینجوری میشه ولی چقد خوبه که تو داستان بی رحم نباشیم دلمون خوش باشه
۳ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
خوشگلم ۱۰ پارت دیگه هنوز مونده کلی اتفاق در راهه✨️
۴ ساعت پیشنیایش
3نگین میشه تو چنل یه سکلانس از تو تئاتر خودت هستی و اجرا میکنی بزاری.
۳ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
من فقط یه زمانی تئاتر کار میکردم الان دیگه کار نمیکنم خوشگلا🥲
۴ ساعت پیشNegar
2شاهان جنتلمنه. البته اسمش شاهان سروره چه انتظاری دارم
۳ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
همین نه🙂↔️✨️
۴ ساعت پیشKosar
2باید به شاهان بگم که اتفاقا دوتا پسر به شدتت جذاب عاشق آرامم بودن و فقط آرام کنار آراد و دارا قشنگه و بهتره به آرامم نزدیک نشه من امید دارم که آراد خوب میشه و دوباره رابطه اشون اوکی میشه پسس آقا شاهان برو یه دختر دیگه پیدا کن برای خودت این دخترمون ماله آراد و داراست😡☺️
دیروزشیوا
0سلام واقعا ناراحت شدم پس آراد قصه چی شد من به عشق آراد که خیلی دوستش داشتم داستان رو می خوندم نگید که این دوتا به هم نمی رسه که خیلی دلم می شکنه واقعا عشق آراد به آرام حیفه
دیروز
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0بنده از روند رمان راضی ام و اینکه قرار نیست همیشه چشممون به آراد باشه و بگیم پس آراد چی؟اینجا یه آرام چی هم وجود داره که اگر خوشبختی آراد به بودن آرام باشه و خوشبختی آرام به نبود آراد، متاسفانه باید گفت تلخ بودن زندگی آراد ادامه داره🥲