پارت نود :
نگاهش اما تاب نمیآورد. انگار بار دیدنم بیش از توان پلکهای خستهاش است؛ چشمهایش دوباره سُر میخورند رو به پایین و روی پنجههای درهمپیچیدهاش قفل میشوند.
نفس در سینهام حبس میشود. فاصلهمان کم است، آنقدر که صدای خفیف و خشدار نفسهایش را میشنوم، اما انگار فرسنگها دورتر از من، در خلأ ایستاده است. بغضی را که راه گلویم را میبندد به سختی فرو میدهم و قدمی در جا میلر
مطالعهی این پارت حدودا ۲۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

نگین حلاف | نویسنده رمان
سوزوندم پس..
۲ ساعت پیشhasti
0خیلیم بد سوزوندی عشقم💔
۱ ساعت پیشناهید
2خدایا نهه پایان عشقشون این نباشهه نگین توروخدا پایانشو تلخ نکن من طاقتشو ندارم آراد عزیزم چرا اینطوری شدی آخه😭 نگین توروخدا یه کاری کن نگگیین😭😭
۲ ساعت پیشسارا
1عرفان هیولا ساخت و کنترلشم از دستش در رفت ارام راست میگه زمانی که دوشخصیتی بود بهتر بود 💚
۲ ساعت پیشحدیث
0چی بگم نگین عزیزم که وصف قلم بی نظیرت باشه عالی بود 🙏🙏❤️❤️
۲ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
شدت ذوق من به این کامنتهاست که وصفشدنی نیست... ممنونم بانوووو🫠❤️✨️
۲ ساعت پیشYegane
1جدی اشکم در اومدهه، این پارت چرا اینجوریهه..دارم نمیتونم..آرام حق داره، واقعا حق داره، ولی دلم برای آراد کباب شدد، الان نمیتونم بخوابم.. رسما چشمامو ببندم جدی تصویرش میاد جلوی چشمم..خدایا، نمیدونم چی بگمم جدی نمیدونم. فقط میتونم بگم خسته نباشی، مثل همیشه با قلم فوق العاده ترکوندی بانو..
۲۳ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
ممنونم زیباروو😭😭✨️💋
۲ ساعت پیشSar
0بدرود عزیزم تا یه دیدار دوباره لبات بی نظیر بود نزاشت راه چاره؛
۲۰ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
چه میاومد به این پارت وااای😭😭
۲ ساعت پیشکوثر
1اینجا حق با آرامه که نخاد بمونه خیلیم حق داره 🥺🥺ولی چرا من اونقدر که ناراحت آرادم ناراحت آرام نیستم😔😔 حاجی خیلی دارک بود ناموسا😥😥 وگذر از همه اینا قلمت بی نظیره خانمی🫀🫀
۱۹ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
فدات بشممم تو با نگات بینظیرش کردیییی🥹❤️✨️
۲ ساعت پیشراز
1عالی بود واقعا توصیفی عالی از ی بیمار روانی و ی عاشق ک قصد نجاتش رو داشت به صورت شاهکار بیان شده مرسی بانو
۱۸ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
مرسی که خوندی زیبا✨️
۲ ساعت پیش...
1وایی وای فقط اونجایی که نگران دارو های آرام بود:)
۱۷ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
:)))
۲ ساعت پیشNegar
1فقط برای من حرف بزن، فقط به من نگاه کن، فقط برای من وجود داشته باش.. فقط میتونم بگم یا خدا
۱۷ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
آرام بچه ر..ید تو خودش یه لحظه
۲ ساعت پیشNegar
1بابا نگین چرا اینکارو با ما میکنیی. خدانگهدار برای همیشه؟ اخه..
۱۷ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
عاممم... اگه مینوشتم بای ضربهی روحیش کمتر میشد نه؟
۲ ساعت پیشStella
2وایی نهه چقدر همه چی بدتر شد یعنی چی خداحافظ واسه همیشه😭😭 خیلی گناه دارن نگین نکن این کار رو😭😭
۱۶ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
دیگه تموم شد این فصل🫠
۲ ساعت پیشنیایش
2با کل این پارت اشک ریختم. با کلش . مُردمم نگین 😭😭
۱۴ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
بمونییی این حرفا چیههه😭❤️
۲ ساعت پیشYana
0یعنی منی که با همون آهنگه که خودت گفتی خوندم پارتو و هربار که اهنگ اوج میگرفت دوست داشتم عرر بزنم چقدر اهنگ مناسبی بود واسه این پارت
۱۳ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
واسه همین تأکید کردم گوشش بدین موقع خوندن🤌🏻✨️
۲ ساعت پیشYana
2نگین نگین این اِند چجوریی میخواد هپی بشه اخهه😔
۱۳ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
هپیش میکنم من
۲ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

hasti
4چقدر دلم برای آراد سوخت. سوختن که هیچی البته. رسما خاکستر شد.