پارت سی و ششم :



صدای رهاب سرد بود.
کایلا هنوز چشمش روی عکس بود.

لبخند کوچیکی روی لبش نشست.
_چه دلیلی؟

رهاب نگاه کوتاهی به عکس انداخت.

_هیچی.

_پس چرا این‌طوری حرف می‌زنی؟

_چطوری؟

کایلا عکس رو دوباره نگاه کرد.

_انگار از یه چیزی ناراحتی.

رهاب پوزخند زد.

_من؟

_آره، تو.

_چرا باید ناراحت باشم؟

کایلا شونه‌ای بالا ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کایلا در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت کایلا
تصویر شخصیت رهاب در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت رهاب
تصویر شخصیت رساوین در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت رساوین
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسترن

    0

    اه از مارال خوشم نمیاد یعنی چی مثلا بیا پیشم یذره شخصیت داشته باش زن داره چه دوسش داشته باشه چه نداشته باشه😒

    ۲ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️