پارت بیست و چهارم :



خونه در سکوت فرو رفته بود.

کایلا روی تخت نشسته بود و مچ دستش وا نگاه می‌کرد.

رد انگشت‌های رهاب هنوز روی پوستش مونده بود.

درد داشت.
اما چیزی که بیشتر اذیتش می‌کرد، حرف‌های خودش بود.

برای اولین بار جلوی رهاب ایستاده بود.
برای اولین بار نگذاشته بود اشک، حرفش رو بزند.

لبخند محوی زد.

_ پس می‌تونم...

می‌تونم جوابش رو بدم.

ه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کایلا در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت کایلا
تصویر شخصیت رهاب در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت رهاب
تصویر شخصیت رساوین در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت رساوین
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    0

    پس کی پارت جدید میزارین

    ۱ هفته پیش
  • زهرا خزائی | نویسنده رمان

    شنبه دوشنبه چهارشنبه

    ۱ هفته پیش
  • مریم

    0

    تروخدا پارت هدیه بزار

    ۲ هفته پیش
  • زهرا خزائی | نویسنده رمان

    حتماااا

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه

    0

    لطفا یه پارت هدیه بذارید

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️