پارت هفتاد و نهم :

ناگهان صدای چرخیدن کلید را می‌شنوم. سپس، صدای بسته شدن در. صدای قدم‌های محکم و منظم روی پارکت. صدای گذاشتن کلیدها روی کنسول.
- آرام؟
صدایش در فضای خانه می‌پیچد. زانوهایم را در آب به سمت قفسه‌ی سینه‌ام می‌کشم و سرم را روی آن‌ها می‌گذارم. آب دهانم را با زحمت و دردی که از خشکی‌گلو و گریه‌های طولانی‌ام نشئت می‌گیرد، قورت می‌دهم و لب‌های لرزانم را محکم به هم می‌دوزم.
- آرامِ ج

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • asma

    0

    حس میکنم این آراد جدید میخواد یه کاری کنه نمیدونم چیه

    ۶ روز پیش
  • نرگس

    1

    این شخصیت جدید چقدر کاراش مصنوعیه..شبیه ربات شده انگار یه چیزی تو مغزش فرو کردن و گفتن تو باید این کاراو انجام بدی

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    خب که چی؟آی که چقدر حال کردمم

    ۲ هفته پیش
  • Stella

    0

    همه اینا تقصیر اون عرفان احمق ازش متنفرم مرتیکه احمق

    ۲ هفته پیش
  • اکرم بانو

    1

    هرپارت از پارت قبل جذابتر و هیجانش بیشتره،دم شماگرم👏👏

    ۴ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    باعث افتخارهههه✨️

    ۴ هفته پیش
  • Zeyn

    5

    همه اینا زیر سر عرفانه

    ۴ هفته پیش
  • یگانه

    4

    بنظرم شخصیت سوم خیلی لوس و تو مخ اه اه دارا هر چه سریعتر باید برگرده آرام دلش برای دارا تنگ شده اع🫠💔

    ۱ ماه پیش
  • هاناکو

    1

    این صحنه که آراد درباره مریض خانم صحبت میکنه حتی اگه واقعی هم نباشه ،بامزه بود که مثل پسر بچه ها دنبال حسادت توی نگاه آرام بود. این صحنه برام بامزه ترین قسمتش بود

    ۱ ماه پیش
  • هاناکو

    1

    من هر صحنه رو دوست دارم و با دقت میخونم، برای بار صد! من عاشق این قلم و توصیفات حرفه ام😭

    ۱ ماه پیش
  • هاناکو

    0

    اینکه بگیم ادغام ناقص انجام شده هم یه جور دیگه داستان رو دارک میکنه. اما اگه آراد و دارا واقعا هنوز بیدار باشن عجیبه. اگه هم بیدار بودن حس میکنم دارا خودش رو زودتر نشون می داد اما نه..

    ۱ ماه پیش
  • Negar

    0

    آرام چه قبلا چه الان خیلی خوب بلد بود حرص درآره😂عاشقشم

    ۱ ماه پیش
  • Negar

    0

    بابا داراد یکم احترام بزار بهشش. این یارو جز نگرانی و دستور چیز دیگه ای بلده؟

    ۱ ماه پیش
  • عقیله

    2

    تنها ایده ای که به ذهنم میاد اینه تا مرز خودکشی پیش بره و اراد رو تهدید کنه که یا دارا رو میخاد یا خودش رو میکشه شاید اینجوری ی شوکی چیزی بهش اومد البته که تو قدم اول با روان شناس دارا صحبت کنه ولی اگر اوضاع به قبل برگرده بازم ۲شخصیته هستن یا ۱ شخصیت حذف میشه؟و آیا اون ۲شخصیت الان به طور قطع از بین

    ۱ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    یاد دلیما افتادم😂

    ۱ ماه پیش
  • دریا

    2

    آرادِ جدید فقط توهم تکامل و بی نقص بودن داره،وگرنه به قول آرام نقص هاشو با نقاب و بازی سعی داره بپوشونه..

    ۱ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    ‌یاد اون‌جایی افتادم که عرفان به دارا گفت تو فقط توهم کنترل داری

    ۱ ماه پیش
  • Zak

    1

    ایکاش با روانشناس آراد حرف بزنه..ولی عالی نوشتی دختر دقیقا حس ترس، غریبی و استیصال آرام و درک میکنم.. ولی چرا آرام اینقدر گارد داره و احساس می کنه این شخصیت سومی هست که داره نقش بازی می کنه در صورتیکه ادغام شده..واای نکنه ادغام نشدن و واقعا شخصیت سومی به وجود اومده که دنبال انتقامه🥺😬

    ۱ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    خوشحالم که با همه وجودت صحنه رو لمس کردی عزیزم... باعث افتخارِ من نویسنده ست✨️

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️