پارت هشتاد :

نگاهش روی صورتم ثابت می‌ماند. قبل از این‌که بخواهد با بهانه‌ی ضعف جسمانی‌ام تحقیرم کند، با شتاب و لحنی ملتمسانه اضافه می‌کنم:
- الان نه... می‌دونم الان نمی‌تونم. برای وقتی که کامل خوب شدم. وقتی که دوباره تونستم روی پای خودم بایستم.
آرامش ترسناکی در چهره‌اش پخش می‌شود؛ از آن آرامش‌های پیش از طوفان. صندلی‌اش را با صدای گوش‌خراشی روی کف‌پوش چوبی جلوتر می‌کشد و فاصله‌مان را به

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگس

    0

    وای آراد تبدیل به چی شدی تو یهوو

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    اینکه مهرداد از آرام خبری نمیگیره عجیبه..نکنه آراد سرشو کرده زیر آب

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    وای این شخصیت جدید اونم برای آدمی مثل آرام واقعا اذیت کننده اس..اگه یه دختری بود که اینقد شکننده نبود میتونست باهاش کنار بیاد اما آرام..

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    بازم تروماش یادش اومد خدا همتونو بزنه که این بچه رو اینقد عذاب دادید

    ۲ هفته پیش
  • سارا

    0

    دارا رو میخوام مثل ارام 💚

    ۲ هفته پیش
  • سحر

    15

    سلام نگین عزیز من قبلا هم در مورد زمان پارت گذاریتون پیام دادم من از بی نظمی بیزارم و این وقفه های نسبتا طولانی واقعا خستم کرده لطفا حتی اگه در حد چند دقیقه زمان پارت باشه هم پارت جدید بزارید.

    ۴ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    سلام عزیزدلم.. متوجه‌ام اما از اون‌جا که پارت‌های پایانی رمانه تمام تمرکزم رو این بوده که به درستی و اون طور که باید نوشته شن. سه پارت بعدی هر شب پشت سر هم و طولانی خواهند بود. من باز هم شرمنده‌ام✨️

    ۴ هفته پیش
  • سحر

    1

    خیلی ممنون به هیچ عنوان دلم نمیخواد این رمان تموم بشه اما منتظر موندن هم خیلی بده🥲💔

    ۴ هفته پیش
  • حدیث

    1

    خانم نگین عزیز بابت رمان زیبایی ک نوشتید خیلی ممنونیم اما واقعا این دیر گذاشتن پارت ها داره هممون رو ناراحت میکنه 🙏

    ۴ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    من یه هفته سفر بودم جانا.. دیگه تکرار نمیشه. شرمنده روی همتونم با این همه تأخیر.. ببخشیدم💔

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    6

    عزیزمیشه یکم زود تر پارت جدید رو بزاری . لطفا به خاطر تاخیری پارت هدیه هم بزار وای من دیگه طاقت ندارم. دیگه صبرم نمیکشه. مردم از فضولی

    ۴ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    سه پارت دیگه تمومه آخه

    ۴ هفته پیش
  • مبینا

    1

    واقعا استیصال و و تردید آرام رو خوب به تصویر کشیدی. به عنوان یه نویسنده واقعا فوق العاده *** جای ممکن هم سعی میکنی دچار کلیشه نشی❤️

    ۴ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    عزیزمممم... ممنونمممم اشک ذوووق😭😭❤️

    ۴ هفته پیش
  • ریحانه

    3

    الان ساعت 4صبحه ببین منو چه گرفتار کردی نگین 😭😭💔💔این لامصب کیه من دارا میخوامم ارام عزیزم تروما های بچگیش یادش اومد 🥲🫂

    ۴ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    من خودمم گرفتارممم😭😂

    ۴ هفته پیش
  • Gianna

    1

    آخ بمیرم واسه آرام که یه آدم درست و حسابیم کنارش نیست همشون از پایه روانین حالا یکی روانیه ترسوعه یکی استاکره یکی خیانت کاره و.. تازه یکیشونم که کنارش نیست ولی حرص درار ترینه عرفانه. حالا منم روانی تر از پیشم دارم روانی ترم میشم🎀

    ۱ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    من که خودم از همه روانی‌تر😭😂

    ۴ هفته پیش
  • اکرم بانو

    1

    عرفان به همین راحتی آرام رو سپرد دست آراد،چون شخصیتش ادغام شد؟یعنی هیشکی سراغ این بیچاره رو نمیگیره؟ چقدتنهاست😔😔

    ۴ هفته پیش
  • مری

    2

    نگین جون به نظر من پارت ۸۱ رو از زبون آراد بزار

    ۴ هفته پیش
  • مری

    2

    درسته میخوای مواظبش باشی ولی نه اینجوری . نه پنجره و نه بالکن و جاهای دیگه رو قفل کنی . اگه واقعا دوسش داری بزار به خواستش برسه نه اینکه تو خونه زندانیش کنی . واقعا دوسش داری یا یه اجباری اجباری آراد و دارا برات ساختن ؟؟

    ۱ ماه پیش
  • مری

    2

    نگین بانو لطفا تا مامان شدن آرام بزار ☺️😉 فکر کنم این مورد جالب ترش کنه 🤤🤤😍😉

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️