پارت هفتاد و هشتم :

سکوت سنگین خانه، تنها با صدای برخورد قاشق کوچکم به لبه‌ی کاسه چینی شکسته می‌شود. پشت میز ناهارخوری چوبی نشسته‌ایم. ظرف روبه‌روی من پر از فرنی ولرم است؛ غذایی نرم و بی‌دردسر برای گلویی که هنوز از عبور لقمه‌های جامد وحشت دارد. روبه‌رویم، آراد با آرامشی غریب و حرکاتی خونسرد، مشغول خوردن بشقاب سبزیجات بخارپز و گیاهی‌اش است. هر تکه بروکلی را با دقت به چنگال می‌کشد و با متانتی که به طرز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگس

    0

    اون دارایی که عصبی شده بود و سر قضیه ازدواج و دعوا میکرد با بقیه،به آرام میکفت هیچکس حق نداره چیزی رو بهت تحمیل کنه و..کجاست ببینه که حتی در و پنجره هم واسش قفله

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    وای رسما زندانش کرده اون از وضعیت در و پنجره اینم تراس

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    وای به علاوه قرص دادنش،در رو هم قفل کردهه

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    وای این غذای رژیمی چیهه..نه دارا از این نوع غذاها میخورد نه آراد

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    عه اینجا خونه داراست که

    ۲ هفته پیش
  • Stella

    0

    نگین خود ارام هم دارا رو میخواد لطفا برش گردون نمیدونم چجوری ولی برش گردون گفتی پایانش خوشه پایان بدون دارا خوش نیست اصلاا😭😭😑

    ۲ هفته پیش
  • اکرم بانو

    0

    چقد این آراد ترسناکه،بمیرم واسه آرام بیچاره چه گیری افتاده

    ۴ هفته پیش
  • Gianna

    2

    من فقط میتونم بگم از این آراد میترسم و مادرم را میخواهم😶 ولی خب اگه بخوایم منصفانه بگیم این شخصیته ترکیب اراد و داراعه و خودمونم دیدیم که دارا هم همچین سالمه سالم نبود رفتارش فقط اون پشت *** انجام میداد و آرام متوجه نمیشد این یکی نه.

    ۱ ماه پیش
  • Gianna

    2

    البته خودمم دارا فنم ولی خب چیزی از تاکسیک بودن دارا کم نمیشه. تنها کسی که مظلوم دو عالم بود این آراد بدبخت بود هعی هعیی آراد عزیزم😭😭

    ۱ ماه پیش
  • هاناکو

    1

    هدف آرام رو دوست دارم، آرام جان خوشحالم میکنی اگه دارا رو برگردونی..موفق باشی چون به آراد نمیخوره این اجازه رو بده. ولی جوری که یهو حس بقا پیدا کرده

    ۱ ماه پیش
  • هاناکو

    0

    نگوو دارا، اصلا انگار یکی قلبم رو مچاله میکنهه

    ۱ ماه پیش
  • هاناکو

    1

    سردرد بعد از گریه..هم یه حس خالی شدن داری هم سنگینی💔

    ۱ ماه پیش
  • هاناکو

    0

    اون قسمت که میخواد پنجره رو باز کنه اما دستگیره ای نیست برای خودم هم ترسناک بود..قشنگ زندانه

    ۱ ماه پیش
  • هاناکو

    0

    از دید آراد، مثلا داره به آرام کمک میکنه که راحتر بخوابه، بدون فکر یا هر چیز دیگه ای اما کم کم داره اعتماد آرام رو میشکنه. حالا درسته خوشم اومد از اونجا که سر آرام رو نوازش میکنه 😂 اما اگه بخواد به همین روال پیش بره اعتماد آرام رو کامل از دست میده

    ۱ ماه پیش
  • هاناکو

    0

    یکی از دلایلی که با آراد جدید نمیتونم ارتباط بگیرم اینکه انگار دوست داشتن آرام براش از سر وظیفه اس.

    ۱ ماه پیش
  • Negar

    0

    چی میشه جدی دارا برگرده؟ ولی نمیدونم میشه یه شخصیت ادغام شده رو دوباره تجزیه کرد یا نه. یکم غیرممکن بنظر میرسه

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️