پارت هفتاد و هفتم :

***

زمان حال
از دید آرام

سکوت مطلق، سنگین‌تر از سرب، روی فضای آشپزخانه آوار شده است. تغییر حالت صورت آراد پس از پرسیدن سوالم آن‌قدر سریع و نامحسوس است که اگر با تمام دقت به او خیره نشده باشم، متوجهش نمی‌شوم.
برای یک ثانیه بسیار کوتاه، مردمک چشم‌هایش منقبض می‌شود. عضلات فکش چنان سفت می‌شوند که خط فکش بیرون می‌زند، اما فقط یک ثانیه طول می‌کشد.
بلافاصله، نقاب آرا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    نهه من آراد و دارا ی خودمو می خوام این شخصیت خیلی بدهه لعنت بهت عرفان دلم برا آرام میسوزه

    ۱ هفته پیش
  • نرگس

    0

    چرا آرام وقتی فهمید دارا زده به ماشین و باعث شده که دوماه بره تو کما واکنشی نشون نداد به این حرفش..واسم عجیب بود

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    یعنی دیگه دارا رو نمیبینم:))

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    عرفان تحویل بگیر همینطوری هی ادغام کن تا شخصیت دهم برو جلو اه

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    وای ترکیب آراد و دارا..ارام چقدر بی پناهه:))

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    وای این شخصیت سومهه،این یکی جدی جدی همرو دیوونه میکنه

    ۲ هفته پیش
  • Stella

    0

    نگین لطفا من دارا رو میخوام نکن با ما این کارو لطفا دارا برگرده اراد نمیخوایم فقط دارا برگرده 😭😭

    ۲ هفته پیش
  • سارا

    0

    واقعا کیف کردم با سوپرایزت اصلا فکرشم نمیکردم کلمه ادغام این وسط بیاد عالی بود ،ولی دیوونه تر شد 😂💚

    ۳ هفته پیش
  • Zeyb

    1

    فکر کنم همون آراد بی عرضس و چون نمیخواست بمیره اینجوری شده،وگرنه پسرم دارا به اون گلی از این کارا نمیکرد😭😭

    ۴ هفته پیش
  • اکرم بانو

    1

    والا منم ترسیدم،ارام که جای خودداره بیچاره،فرارم نمیتونه بکنه

    ۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    بدبخت هنوز تازه میخواست باشخصیت اول دوم کنار بیاد که سومی سلام کرد

    ۱ ماه پیش
  • هاناکو

    1

    حالا که نگاه میکنم این شخصیت بد هم نیست ها..الان قضیه دارک رومنس شد منم که عاشق این ژانر😂

    ۱ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    نظرت عوض شد پس😭😂

    ۱ ماه پیش
  • فاطی

    1

    نگین خیلی جدی بهت میگم من همون دارای قبلی رو می خوام 😭😭

    ۱ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    عزیزممم😭❤️

    ۱ ماه پیش
  • hasti

    5

    به آرام خیلی حق میدم. منم اگه جای اون بودم همین واکنشارو داشتم. خیلی سخته فکر کن تو دو تا شخصیت متفاوتو از قبل کامل بشناسی با هر خوبی و بدیش. بعد الان یه نفر جدیده که هیچیشو نمیدونی تازه بهت میگن نامزدشم هستی😭

    ۱ ماه پیش
  • hasti

    2

    بعد از اون طرف خب آراد و دارا مردن، یه جوری واقعا آرام جفتشونو از دست داده و حق داره خیلی ناراحت باشه(والا منم اینجا ناراحتم چه برسه آرام😭)

    ۱ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    خیلی هم دوستش داری🤝🏻

    ۱ ماه پیش
  • Tara

    7

    نگین تحقیق کردم و به یه نتیجه رسیدم،، ممکنه «ادغام ناقص» اتفاق افتاده باشه؟ چون میگن گاهی فرد فکر میکنه ادغام شده؛ در واقع شخصیت ها واقعا یکی نشدن ولی توافق کردن سکوت کنن. و ممکنه با یه تلنگر ممکنه دوباره یجورایی تجزیه بشن!

    ۱ ماه پیش
  • نورا

    0

    واه یعنی چی؟

    ۱ ماه پیش
  • Tara

    1

    خب، ساده بخوام بگم بهش میگن ادغام نما. ینی شخصیت ها فکر کردن ادغام شدن و این اتفاق نیوفتاده. شاید سوال پیش بیاد که اگه اتفاق نیوفتاده پس اون مرتیکه کیه؟ اون شخصیت میزبان که همون آراده، توهم زده و فکر کرده چون دیگه صدایی از دارا نمیاد یعنی ترکیب شدن

    ۱ ماه پیش
  • Tara

    2

    سوال بعدی اینه که اگه ادغام نشدن و اون یارو در واقع آراد خودمونه، چرا بعضی رفتار هاش مثل داراست؟ چون رفتار شخصیت دوم معمولا رو شخصیت میزبان تاثیراتی داره. یعنی دارا ساکته اما رفتار و طرز فکرش تو ناخودآگاه شون تاثیر داشته.

    ۱ ماه پیش
  • Tara

    1

    مغز وقتی تحت فشاره از تناقض متنفره و برای اینکه دیوونه نشه، با خودش میگه «من ادغام شدم، من رشد کردم، منِ جدیدی متولد شده.» بهش میگن شخصیت ساختگی.

    ۱ ماه پیش
  • Tara

    1

    مغز برای اینکه به این داستان دروغین باور پیدا کنه، مجبور می شه رفتارها رو ترکیب کنه. یعنی عمدا از ویژگی های شخصیت دوم تقلید می کنه تا اون داستان ادغام، برای خودش و دیگران واقعی به نظر بیاد.

    ۱ ماه پیش
  • Tara

    4

    از اینکه سخنان فیلسوفانه ام رو خوندید ممنونم ولی خودمم از چت جی پی تی اینا رو فهمیدم!:)

    ۱ ماه پیش
  • هاناکو

    3

    با دقت خوندم همه رو ..و باید بگم شِت! دارک تر شد

    ۱ ماه پیش
  • Tara

    1

    واقعا انقد دارک بود خودمم درست نفهمیدم!😂 این چیزای روانشناسی و روانشناختی همیشه ی خدا برات سوپرایز داره..

    ۱ ماه پیش
  • Mobina

    2

    حتی به این راضیم ادغام ناقص و اشتباه باشه و بعد درست بشه بخدا من جای آرام بودم الان از دیوونگی دوباره به کما میرفتم😅

    ۱ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    خوبیش به همینه😭🤝🏻

    ۱ ماه پیش
  • Mehila

    3

    کاش اینجوری باشه🤭😢

    ۱ ماه پیش
  • Tara

    0

    وایی اره😭 اگه اینجوری باشه از فرداش ساعتی دو رکعت *** شکر میخونم.. دیگه فقط ایمان، تقوا، عمل صالح😊🎀

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️