پارت نهم :
ابرویی بالا انداخت و گفت:
ـ ببین، سر یه املت چه بحثی شده. قراره مثل دوتا آدم متمدن کنار هم باشیم.
برای من که فرقی نمیکنه. خودم اون دوتا تخممرغ رو میزنم. میخوام تو برام درست کنی.
اصلاً آخرین باری که غذا برام درست کردی رو یادم ن ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

فاطمه
0سلام مجدد خدمت نویسنده عزیز و گرامی، این پارت هم برام جذاب بود من اون قسمتی که مهراد آیدا را محکم در آغوش می گیرد خیلی دوست داشتم چون مهراد در این قسمت از پارت اتفاقی عاشقانه رقم می زند.