پارت هفتم :
بیمیل دست بردم و آب را برداشتم تا قرصم را بخورم که پشت دستم زد و درحالیکه اشارهای به غذا میکرد، گفت:
ـ اول غذا. تو خودت پرستاری، با معده خالی قرص میخوری؟
لب گزیدم و کلافه گفتم:
ـ اینجا بیمارستان نیست. منم آدم گذشته نیستم. اینق ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

محرابی
0ممنون زیبا بود خدا قوت. آفرین مهراد خیلی مرد فهمیده ای هست امیدوارم موفق بشه در نگه داشتن همسرش