پارت هشتاد و سوم :

(نعنا)
عرق سردی که از پشت گردنم می‌ریخت رو احساس می‌کردم. کلاس‌ها تموم شده بودن. سالن بازهم پر از هیاهو و رفت و آمدِ پسرا بود.
تویِ اون هیاهو ، گم‌شده بودم. دستم نامحسوس روی شکمم بود و ماتم زده به نقطه‌ای خیره شده بودم. با قدم‌هایی لرزون جلو می‌رفتم. بعد از تموم شدنِ کلاس دوم‌مون احساس کردم زیرِ شکمم داره می‌سوزه. پریدم دستشویی و وقتی شلوارم رو پایین کشیدم ، با صحنه‌ای مواجه شد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یسنا

    4

    این قسمت:با یه دختر که پریوده بازی نکنید

    ۱۸ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    😂😂😂😂😂😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • دوست دختر مانی

    0

    بلخره فهمیدی ببین پسر چکار میکنی نعنا امیدوارم با فهمیدن مانی که دختر خیلی بهت کمک کنه

    ۱۶ ساعت پیش
  • خواننده همه فن حریف

    1

    یکی از اشتباه هایی که نعنا کرد دوست شدن با یک دانش آموز اونجا و از همه مهمتر یه قو بود درسته دوستیشون خیلی باحال و خوبه و وایب خوبی میده ولی خب از لحاظ منطقی کاملا اشتباهه

    ۲ روز پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    ولی نعنا اولش نمی‌دونست مانی قوئه :)

    دیروز
  • خواننده همه فن حریف

    0

    درسته از یه طرفی برای کسی که تو اون موقعیت بود به خطر انداختن خودش و اعتماد کار بدی بود و از طرفی اون تنها انگار تنها چیزی که می خواست ببینه یه فرد قابل اعتماد بود

    ۲۰ ساعت پیش
  • سوگل

    5

    چرا هر زمانی که نعنا حس میکنه یکی داره نگاهش میکنه ناخودآگاه به میراث فکر میکنمم😂😂

    دیروز
  • Roghayyeh

    4

    همه وجودم یخ بست با این پارت

    دیروز
  • خواننده همه فن حریف

    7

    جای میراث واقعا خیلی خالیه کجایی میراثث جونمون ( میراث در حالی که خودشو آماده میکنه پارت های بعد نعنا رو ببینه )

    ۲ روز پیش
  • خواننده همه فن حریف

    0

    مانایی *** آخر فهمیدی حالا ببینم چیکار میکنی

    ۲ روز پیش
  • خواننده همه فن حریف

    0

    مانی چقدر عجیبه هم دلم میخواد فحشش بدم که چه رو مخ عه و چطور با رفیقش اینجوری رفتار میکنه و هم اینکه چه بانمکه اونجا که پشت ستون قایم شد

    ۲ روز پیش
  • خواننده همه فن حریف

    0

    وایایای دمت گرم کالی بابت این پارتت❤️🔥

    ۲ روز پیش
  • میراث فن

    7

    برگهایم .بلاخره مانی فهمید مردک دلقک

    ۲ روز پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    😂😂😂😂حتی فهمیدنش هم عجیب غریب بود

    ۲ روز پیش
  • Yasi

    9

    مانی جان مگه چند روز سیریش نشده بودی؟ همینو میخواستی ؟ بیهه تحویل بگیر

    ۲ روز پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    هنوز داره میگه داری میمیری

    ۲ روز پیش
  • مریم

    2

    وای چه پارت نفسگیری😲

    ۲ روز پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    😍💕

    ۲ روز پیش
  • دختر صحرا

    2

    خیلی خوب بود ..عالی بود

    ۲ روز پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    فداتشم دختر صحرا

    ۲ روز پیش
  • سعادت

    3

    و این جاست که مانی از راز نعنا با خبر می شود

    ۲ روز پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    باعععله

    ۲ روز پیش
  • نفس

    3

    اوف راحت شدیم مرسی بانو به مانی نمی اومد اینقدر دقیق و کنجکاو باشه عالی مرسی

    ۲ روز پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    همیشه که نباید تو جلد یه دلقک باشه😂😔💕

    ۲ روز پیش
کپی شد!