پارت هشتاد و سوم :
(نعنا)
عرق سردی که از پشت گردنم میریخت رو احساس میکردم. کلاسها تموم شده بودن. سالن بازهم پر از هیاهو و رفت و آمدِ پسرا بود.
تویِ اون هیاهو ، گمشده بودم. دستم نامحسوس روی شکمم بود و ماتم زده به نقطهای خیره شده بودم. با قدمهایی لرزون جلو میرفتم. بعد از تموم شدنِ کلاس دوممون احساس کردم زیرِ شکمم داره میسوزه. پریدم دستشویی و وقتی شلوارم رو پایین کشیدم ، با صحنهای مواجه شدÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
ایدا
4اقا میراث چرا نمیادد
۲ ماه پیشبرفین
2جیغغ فهمید ای جان ای جان همه فهمیدن
۲ ماه پیشمهنا
3باز خوبه میراث فهمیده دختره وگرنه استرس فهمیدن میراثم بایدمیکشیدیم😂
۲ ماه پیشفریماه
1شت شت شتتن
۲ ماه پیشسارا
2خیلی بد فهمید 🙃🙃💚
۲ ماه پیشMasom
5عجب پارت خفنی بودا استرسو قشنگ تزریق کرد😂 خسته نباشی بانو 🩵🩵
۲ ماه پیشسهیل۳۰
5ای واای بالاخره لو رفت 😱😱 یعنی مانی میتونا چاک دهنشو ببنده؟؟!! فکرنکنم..ممنونم بابت پارت و طولانی بودنش
۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
😔🤌🏻✨
۲ ماه پیشSamira
0ولی چون میراث همه چی رو میدونه شاید آسون تر بقیه هم از جمله مانی کنار بیان
۲ ماه پیشSamira
0نعنا فک میکنه مانی با دونستن حقیقت فقط دوستی با مانی رو از دست میده اما فراموش کرده اون دست راست قوی سیاه و قابل اعتماد میراث اگه بفهمه که دختره و به چه دلیلی اومده همه چی رو از دست میده نه فقط دوستیش با مانی رو شاید خانوادش شاید میراثی که تازه تو قلبش جوانه ی کوچولویی زده
۲ ماه پیشیسنا
12این قسمت:با یه دختر که پریوده بازی نکنید
۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
😂😂😂😂😂😂
۲ ماه پیشدوست دختر مانی
1بلخره فهمیدی ببین پسر چکار میکنی نعنا امیدوارم با فهمیدن مانی که دختر خیلی بهت کمک کنه
۲ ماه پیشخواننده همه فن حریف
2یکی از اشتباه هایی که نعنا کرد دوست شدن با یک دانش آموز اونجا و از همه مهمتر یه قو بود درسته دوستیشون خیلی باحال و خوبه و وایب خوبی میده ولی خب از لحاظ منطقی کاملا اشتباهه
۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
ولی نعنا اولش نمیدونست مانی قوئه :)
۲ ماه پیشخواننده همه فن حریف
0درسته از یه طرفی برای کسی که تو اون موقعیت بود به خطر انداختن خودش و اعتماد کار بدی بود و از طرفی اون تنها انگار تنها چیزی که می خواست ببینه یه فرد قابل اعتماد بود
۲ ماه پیشسوگل
8چرا هر زمانی که نعنا حس میکنه یکی داره نگاهش میکنه ناخودآگاه به میراث فکر میکنمم😂😂
۲ ماه پیشRoghayyeh
4همه وجودم یخ بست با این پارت
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

پروانه
5کالیی تروخداا چاپش کن این و به انگلیسی ام ترجمش میکنن بس که خوبه کتابای اشغال چاپ میکنن اون وقت انتظار دارن این شاهکاروو چاپ نکنن