پارت هشتاد و دوم :
دنیا ، قطعاً توی همون دقایق ایستاد!
مانی...
دوستی که بیشتر از یه دختر برام خاطره سازی کرده بود ، کسی که از من کتک خورده بود و کسی که محبتش رو بارها دیده بودم.
و در حالِ حاضر ، کسی که به حقیقت و هویتِ اصلی من نزدیک شده بود. و من هم...
نزدیک به از دست دادنش!
یونا هنوز در حال ورق زدن کتابش بود، هنوز خط به خط از کتاب رو با حوصله میخوند.
من حتی ، صدای ورق خوردن کاغذارو نمیشنیدم.
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
خواننده همه فن حریف
1جدی هر چیزی فکر میکردم جز این که کاوه از وسایل دخترونه خوشش بیاد ولی جالبه اون موقع تو مهمونی هم با این حال چه پرو بود شماره هم به نعنا داد (البته فکر کنم دقیق یادم نیست اگه اشتباه میکنم پوزش میخواهم)
۴ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
بچم تازه داره متوجه تمایلاتش میشه 😍
۵۶ دقیقه پیشمهسا
0سپهر احمق این چه کاری بود کردی؟ کاوه بیچاره.. نکنه اونم مثل سپهر دختره ولی خودشو پسر جا زده
۴ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
نه ✨😭😭😭😭
۵۶ دقیقه پیشآنیتا
1نعنا چرا اینجوری میکنهه؟خودش سوتینو گزاشت تو زیپ مخفیه کیفش بعد مانی که پیداش کرده ، دروغ میگه بهش . خب دختر خوب مگه هدفت از این کار فهمیدن مانی نبود؟چرا دودل شدی دروغ گفتی اخه؟🥲
۴ ساعت پیشترنم
2درسته،از همه جهت تحت فشاره و نمیدونه چیکار کنه و هر لحظه مودی میشه،از طرفی فکر میکنه کسی هس درکش کنه بعد میبینه نه اگه واقعیت رو بگم ترکم میکنه و من تنها میمونم و تنهایی اونم تو اون مدرسه وحشتناکه
۳ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
واکنش مانی براش ترسناک بود
۵۶ دقیقه پیشآنیتا
1کالی خیلیی رمانت خفنهه ، من از چند سال پیش توی همین اپ رمان میخوندم ولی هیچکدومشون به اندازه رد فلگ انقدرر خفن و جذاب نبودن و هیچکدوم محتوای انقدر عالی و متفاوت نداشتن . واقعا خیلیی خوشحالم که خوندن این رمانو شروع کردم و ازت ممنونم برای این قلم خفنت .خیلی زیااد دوستت دارمم🩵🥹
۴ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
باعث افتخارمه و کلییییی بابت نظرت خوشحالم جوجو 😍😭✨✨
۵۷ دقیقه پیشآنیتا
1اصلا فکر نمیکردم کاوه دلش بودن توی دنیای دخترونه رو میخاد.من فکر کردم چون اون گیره ی مو توی استخر افتاده و بعدش فکرمیکردیم که واسه عشقش باشه ، بعد توی این پارت که دیدیم رفت روی نیمکت کنار استخر نشست و گریه کرد ، فکر کردم توی استخر زده عشقشوکشته و گیره ی موش اونجا افتاده همینم داره گریه میکنه🤭😂
۴ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
عالی بود😂
۵۸ دقیقه پیشماهی
2کالی یه فکری واس هوش نعنا نمیکنی؟؟! 😂😂
۳ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
همینجوری خوبه😂😂😂
۵۸ دقیقه پیشترنم
4بچه ها کالی تو چنلش گفته کامنت ها رو 25.5 کنیم تا امروزم پارت بده چون انگاری حمایت ها کم شده و کالی تنبلیش میاد بنویسه،پس بیایین باز دست به دست هم بدیم😂
۳ ساعت پیشYasi
0حاجی چی بنویسم دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه 🥲
۳ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
ممنونم زیبا :)
۵۹ دقیقه پیشهانیه
2خب الان پارت همون قدر شده پارت داریمم هوراا
۳ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
تنبلیم نمیاد ، انگیزه کمه
۵۹ دقیقه پیشیانا
4خب حالا از کاوه شروع میکنیم😂کاوه دقیقا چیه یعنی ترنسه؟واقعا انتظارشو نداشتم فک کنم سالم ترین این پسرها همون میراثه😂
۲ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
خلق و خوی زنونه داره. خودش تازه داره متوجهش میشه
۱ ساعت پیشیانا
1الان نعنا درواقع این کارو کرد که واکنش مانی رو ببینه که ببینه اگه واکنشش خوب بود همه چیو بهش بگه اگه خوب نبود هم یه دروغی سرهم کنه که این مال من نیست اره؟
۲ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
دقیقا ، بالاخره یکی فهمید
۱ ساعت پیشیانا
0من یه سوال برام پیش اومد اون میبینمت عزیزم رو یونا گفت یا نعنا؟خیلی مهمه😂
۲ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
نعنا😂
۱ ساعت پیشیانا
2میراث بیا دیگه یه دوروز نبودی هیجان نعنا اومد پایین برا تامین هیجانش داره دست به کارای خطرناکی میزنه
۱ ساعت پیشAyda
1آخه این چه کاری بود کردی دختر اگه قرار بود همه بفهمن دختری میراث خودش میگفت.مثل اینکه مانی داره اون روی قو بودنو نشون میده
۱ ساعت پیشیانا
1نعنا هم که اصلا ضرب کلش خرابا اخه این چه کاری بود😂
۱ ساعت پیشیانا
2واکنش اوا به دروغای نعنا:اخه من چیکارم یه پرستار سادم
۱ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

..f..
0کالی رمانت بی نهایت فوق العاده هستش 😍همیشه وقتی میخوام رمانت رو بخونم قبل اینکه پارت جدید بزاری تصور می کنم میخادفلان طور بشه اما بعد از اینکه پارت جدید رو میزاری واقعا سوپرایز میشم و اینکه مثل خیلی از نویسندها نیستی که برای خوندن رمان پول بگیری و رمان رو بدون پرداخت هیچ هزینه در اختیار ما میزاری❤️