پارت هشتاد و دوم :

دنیا ، قطعاً توی همون دقایق ایستاد!
مانی...
دوستی که بیشتر از یه دختر برام خاطره سازی کرده بود ، کسی که از من کتک خورده بود و کسی که محبتش رو بارها دیده بودم.
و در حالِ حاضر ، کسی که به حقیقت و هویتِ اصلی من نزدیک شده بود. و من هم...
نزدیک به از دست دادنش!
یونا هنوز در حال ورق زدن کتابش بود، هنوز خط به خط از کتاب رو با حوصله می‌خوند.
من حتی ، صدای ورق خوردن کاغذارو نمی‌شنیدم.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ..f..

    0

    کالی رمانت بی نهایت فوق العاده هستش 😍همیشه وقتی میخوام رمانت رو بخونم قبل اینکه پارت جدید بزاری تصور می کنم میخادفلان طور بشه اما بعد از اینکه پارت جدید رو میزاری واقعا سوپرایز میشم و اینکه مثل خیلی از نویسندها نیستی که برای خوندن رمان پول بگیری و رمان رو بدون پرداخت هیچ هزینه در اختیار ما میزاری❤️

    ۲۰ دقیقه پیش
  • خواننده همه فن حریف

    1

    جدی هر چیزی فکر میکردم جز این که کاوه از وسایل دخترونه خوشش بیاد ولی جالبه اون موقع تو مهمونی هم با این حال چه پرو بود شماره هم به نعنا داد (البته فکر کنم دقیق یادم نیست اگه اشتباه میکنم پوزش میخواهم)

    ۴ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    بچم تازه داره متوجه تمایلاتش میشه 😍

    ۵۶ دقیقه پیش
  • مهسا

    0

    سپهر احمق این چه کاری بود کردی؟ کاوه بیچاره.. نکنه اونم مثل سپهر دختره ولی خودشو پسر جا زده

    ۴ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    نه ✨😭😭😭😭

    ۵۶ دقیقه پیش
  • آنیتا

    1

    نعنا چرا اینجوری میکنهه؟خودش سوتینو گزاشت تو زیپ مخفیه کیفش بعد مانی که پیداش کرده ، دروغ میگه بهش . خب دختر خوب مگه هدفت از این کار فهمیدن مانی نبود؟چرا دودل شدی دروغ گفتی اخه؟🥲

    ۴ ساعت پیش
  • ترنم

    2

    درسته،از همه جهت تحت فشاره و نمیدونه چیکار کنه و هر لحظه مودی میشه،از طرفی فکر میکنه کسی هس درکش کنه بعد میبینه نه اگه واقعیت رو بگم ترکم میکنه و من تنها میمونم و تنهایی اونم تو اون مدرسه وحشتناکه

    ۳ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    واکنش مانی براش ترسناک بود

    ۵۶ دقیقه پیش
  • آنیتا

    1

    کالی خیلیی رمانت خفنهه ، من از چند سال پیش توی همین اپ رمان میخوندم ولی هیچکدومشون به اندازه رد فلگ انقدرر خفن و جذاب نبودن و هیچکدوم محتوای انقدر عالی و متفاوت نداشتن . واقعا خیلیی خوشحالم که خوندن این رمانو شروع کردم و ازت ممنونم برای این قلم خفنت .خیلی زیااد دوستت دارمم🩵🥹

    ۴ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    باعث افتخارمه و کلییییی بابت نظرت خوشحالم جوجو 😍😭✨✨

    ۵۷ دقیقه پیش
  • آنیتا

    1

    اصلا فکر نمیکردم کاوه دلش بودن توی دنیای دخترونه رو میخاد.من فکر کردم چون اون گیره ی مو توی استخر افتاده و بعدش فکرمیکردیم که واسه عشقش باشه ، بعد توی این پارت که دیدیم رفت روی نیمکت کنار استخر نشست و گریه کرد ، فکر کردم توی استخر زده عشقشوکشته و گیره ی موش اونجا افتاده همینم داره گریه میکنه🤭😂

    ۴ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    عالی بود😂

    ۵۸ دقیقه پیش
  • ماهی

    2

    کالی یه فکری واس هوش نعنا نمیکنی؟؟! 😂😂

    ۳ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    همینجوری خوبه😂😂😂

    ۵۸ دقیقه پیش
  • ترنم

    4

    بچه ها کالی تو چنلش گفته کامنت ها رو 25.5 کنیم تا امروزم پارت بده چون انگاری حمایت ها کم شده و کالی تنبلیش میاد بنویسه،پس بیایین باز دست به دست هم بدیم😂

    ۳ ساعت پیش
  • Yasi

    0

    حاجی چی بنویسم دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه 🥲

    ۳ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    ممنونم زیبا :)

    ۵۹ دقیقه پیش
  • هانیه

    2

    خب الان پارت همون قدر شده پارت داریمم هوراا

    ۳ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    تنبلیم نمیاد ، انگیزه کمه

    ۵۹ دقیقه پیش
  • یانا

    4

    خب حالا از کاوه شروع میکنیم😂کاوه دقیقا چیه یعنی ترنسه؟واقعا انتظارشو نداشتم فک کنم سالم ترین این پسرها همون میراثه😂

    ۲ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    خلق و خوی زنونه داره. خودش تازه داره متوجهش میشه

    ۱ ساعت پیش
  • یانا

    1

    الان نعنا درواقع این کارو کرد که واکنش مانی رو ببینه که ببینه اگه واکنشش خوب بود همه چیو بهش بگه اگه خوب نبود هم یه دروغی سرهم کنه که این مال من نیست اره؟

    ۲ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    دقیقا ، بالاخره یکی فهمید

    ۱ ساعت پیش
  • یانا

    0

    من یه سوال برام پیش اومد اون میبینمت عزیزم رو یونا گفت یا نعنا؟خیلی مهمه😂

    ۲ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    نعنا😂

    ۱ ساعت پیش
  • یانا

    2

    میراث بیا دیگه یه دوروز نبودی هیجان نعنا اومد پایین برا تامین هیجانش داره دست به کارای خطرناکی میزنه

    ۱ ساعت پیش
  • Ayda

    1

    آخه این چه کاری بود کردی دختر اگه قرار بود همه بفهمن دختری میراث خودش میگفت.مثل اینکه مانی داره اون روی قو بودنو نشون میده

    ۱ ساعت پیش
  • یانا

    1

    نعنا هم که اصلا ضرب کلش خرابا اخه این چه کاری بود😂

    ۱ ساعت پیش
  • یانا

    2

    واکنش اوا به دروغای نعنا:اخه من چیکارم یه پرستار سادم

    ۱ ساعت پیش
کپی شد!