پارت شصت و ششم :

پدرم... مثل همیشه با آن کت‌وشلوار خوش‌دوخت و اتوکشیده، بی‌نقص به نظر می‌رسد. هیکل چهارشانه‌ و استخوان‌بندی درشتی که متأسفانه من از او به ارث برده‌ام، به هیبت کنترل‌گرش ابهت بیشتری می‌بخشد. هنوز مرا ندیده است. من نیز... پیش از آنکه نگاهش سالن را بکاود، سرم را پایین می‌اندازم.
عرفان با دیدن پدرم، با شتاب و هشیاری از روی صندلی بلند می‌شود. از همین فرصت استفاده می‌کنم و خودم را، منی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگس

    0

    لیلا واقعا تو مادری؟انگار از آرایشگاه در اومده..باز کولی بازی هم در میاره احمق

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    از لیلا متنفرم،متنفرر..اون باباش الان مثلا نقش یه پدر دلسوز رو داره بازی میکنه؟

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    چی به روز دارا اومد که حتی اونم نمیتونه دیگه از خودش و آراد محافظت کنه:)

    ۲ هفته پیش
  • Gianna

    0

    وایی این پارت چقدر حرص دارار بودد فقط دلم میخواست این دمپاییم رو دربیارم تا جون دارم بکوبم به لیلا و پدر آراد🩴🩴 وایی خداایتییتب چقدر بی چشم رو هستن اهه اعصابم خورد شد

    ۱ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    خواهر به اعصابت مثلث باش😭😂🤝🏻

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    و لقب منفورترین فرد شبت آرام میرسه به لیلا

    ۲ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    شهریار چی پس؟😂

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    با اینکه از دارا خوشم نمیاد ولی خب اینجاهم به فکر آراده✅

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    بالاخره راز مرگ پوریا هم داره فاش میشه..

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    وای خیلی زورم میاد میبینم لیلا انقدر پرروئه..

    ۲ ماه پیش
  • نفس

    0

    پارت خوبی بود مرسی عزیزم زنیکه تواگه دخترت برات مهم بود توی اون سرما ولش نمی کردی درضمن چرا خودت چسبیدی به باباش وخجالت نمی کشی مرد زندار رواز راه به در کردی

    ۲ ماه پیش
  • دونات

    0

    از کجا میدونی دلیماه و نخوندم؟اونجا هم عرفان خیلی منطقی قلدر بازی در میاورد

    ۲ ماه پیش
  • دلارام

    3

    الهی بگردم چقدر دارا داره عذاب میکشه کاش ارام زودتر به هوش بیاد

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    ولی عرفان چقد خوبه لازم شد به زودی دلیما رو بخونم😍

    ۲ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    امیدوارم نظرتم راجع‌بهش همین بمونه😂😭

    ۲ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    آخه خواننده‌های دلیما دو دسته‌ان.. اونایی که از عرفان خوششون میاد. و اونایی که از عرفان متنفرن😂😂

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    وای چقد حرصم گرفت این دو تا عذاب الهی تو پارت بودن،رسما زندگی بچه هاشون به گند کشیده شد

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    لیلا اولین عامل همسن بدبختی آرامه و از این دختر هم بعید نیس بره سمت دارا و آراد چون هیچ پناهگاهی نداره

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    شهریار چقد پرو هست باز با این همه کثافت کاریاش میگه آرادِ بابا..خجالتم خوب چیزیه مرد😐

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️