پارت شصت و چهارم :

***

نگاهم به طرح‌های فرش خیره مانده است. ترنج‌های درهم‌تنیده و اسلیمی‌های سرخ و سرمه‌ای که مثل رگ‌های خونی پاره‌پاره، روی زمین کشیده شده‌اند. چه طرح و نگارهای پیچ‌درپیچی... درست مثل هزارتوی مغز ازهم‌پاشیده من؛ مثل زندگی‌ام که در یک لحظه، با صدای کشیده‌شدن ترمز و خرد شدن شیشه، برای همیشه گره خورد و کور شد.
صدای کشیده شدن کاسه روی میز، سکوت خفه‌کننده اتاق را می‌شکند. تارخ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الارا

    0

    نگین بانو دستت طلا بی صبرانه منتظر پارت بعدیم این پارت رو که خوندم انقد دلم خواست به عنوان دوست آرام اونجا باشم🥲😭😓😥

    ۱ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    فدات بشم بانووو❤️

    ۱ هفته پیش
  • سارینا

    0

    من ی لحظه گیج شدم آرتان دوست آراده یا دارا ؟

    ۲ هفته پیش
  • غزل

    0

    دوست داراست

    ۲ هفته پیش
  • نفس

    0

    امیدوارم این روزای سخت زودتر بگذره مرسی عزیزم

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    0

    خسته نباشی عزیزم،بازم قشنگ و خفن نوشتی ولی من دلم برا آرام خیلی تنگه😭

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    1

    رومخ ترین چیز تو این پارت این بود که دارا آراد رو به ی وضعیت بدی رسونده بعد باز میگه دکتربچه بزدل..واایی😶😶

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    1

    تو همین دو سه پارت از تارخ متنفر شدم،دختره رو به کما کشوند بعد نشسته مینوشه میخنده و هیچ عذاب وجدانی نداره بعد بازم میگ بوی دردسر میده

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    0

    واای نگین جون بهتون رسیدم خیلی خوشحالم از طرفی ناراحتم آخه من چجوری صبر کنم پارت بعدی رو بخونم،تازگیا آرتانم کراشم شده لعنتی پارت بعدیم که هس😭

    ۳ هفته پیش
  • پری دریایی

    1

    من الان از دلیما اومدم اینجا و فقط می تونم بگم عرفان جان چی شد؟ نه واقعا دکتر جان چی شد؟ خودت که مجنون تر از آراد خان ما شدی 😏😏

    ۳ هفته پیش
  • روژان

    2

    عرفان فقط تخصص مغز اعصابش خوبه وکاربلد وگرنه روانپزشک داغونیه اون از پیوند بدبخت چی کشید از دستش اینم از آراد عرفان جان بزار یه پیشگویی برات بکنم کارما آراد روت جواب میده وعاشق دختری میشی که کلا عقل ومنطقت رو میبره عرفان جان خاک تو سرت با عاشق شدنت روان پریش بدبخت

    ۳ هفته پیش
  • سرو

    4

    دلم میخواد تارخ رو تیکه تیکه کنم دختر بیچاره رو از خونه انداخت بیرون الان هم نشسته شربت میخوره و می خنده و میگه غیبت باتو نمیچسبه 😡

    ۳ هفته پیش
  • Yegane

    10

    هیچکاری با هیچی ندارم فقط آرتان رو بدید من برم حقیقتا من ذوق اومدن رمان بعدی رو دارم وایی خسته نباشی نگین بانو

    ۳ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    منم طاقت صبر برای رمان بعد رو ندارمممم... سلامت باشی زیبا🥺❤️

    ۳ هفته پیش
  • سرو

    0

    رمان بعدی اسمش چیه

    ۳ هفته پیش
  • hasti

    7

    با همه کسایی که گفتن تارخ خیلی بیشعوره موافقم. خواستم دوباره تکرار کنم. مرتیکه چطور عذاب وجدان نداری؟

    ۳ هفته پیش
  • سارا

    6

    تارخ خیلی بیشعوره خودش مسبب این اتفاقا شده میاد زر اضافه هم میزنه

    ۳ هفته پیش
  • دریا

    3

    هیی آرام تو فقط خوب شو و بیا انتقامتو از همه بگیرر🫠

    ۳ هفته پیش
  • اکرم بانو

    6

    ارام طفلک. . . چقد تنهاست. .. حتی پدرو مادرشم کنارش نیستن

    ۳ هفته پیش
کپی شد!