پارت هفتاد و دوم :

(نعنا - زمانِ حال)

سرم رو به سینه‌ی میراث تکیه داده بودم.
صدای قلبش مثلِ طبلی جنگی بود.
کر کننده...
درست مثل فریادی که دیگه از گلوم خارج نمی‌شد!
دیگه گریه نمی‌کردم.
اشکی توی چشم‌هام نمونده بود، رمقی برای التماس نداشتم. التماس‌های پوچ!
دخترِ ترسویی که برای فرار از یه قو سرنوشت خودش و یه دخترِ بیچاره رو سیاه کرد ، حالا دست از تلاش کشیده بود و سرش رو به سینه‌ی بزرگ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
آخرین نظرات ارسال شده
  • برفین

    6

    به تو چطور لقب شبح رو دادن کدوم عقب مونده ای این لقب رو بهت داد تاحالا هزارر بار تو موقعیت هایی پیش اومده که فقط باید یکم نگاهتو بیاری پایین ببینی دختره ولی تو معلومه همون سپهر رو دوست داری

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    14

    میفهمم ولی متوجه نمیشم. یک، تو این وضعیت بازهم یونا یونا میکنه دو، بازم شک داره که میراث فهمیده دختره😂😂(خنده عصبی)

    ۳ ماه پیش
  • ...

    2

    مثل همیشه عالی بود نویسنده جان😁قلمت مانا

    ۳ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    ماچ به شما عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • رها

    5

    عروس؟ تورسفید؟ عسلش؟ خانومتون؟! سپهرکوچولو؟! اه میراث اه که تو منو دق اوردی، من جای نعنا بودم الان مرده بودم

    ۳ ماه پیش
  • Masom

    1

    اومم. خسته نباشی بانو 🩵🩵

    ۳ ماه پیش
  • پاتریک

    20

    زهر مار سپهر کوچولوو مرتیکه بگوو نعناا انقدر که حرص خوردم تو بفهمی این بچه دختره که سکته کردن یه دور

    ۳ ماه پیش
  • طوفان

    3

    ای خدا نعنا تو که زجر کشیده ای تو که درد کشیده ای چرا اون درد توی چشمش رو حس نمیکنی چرا نمیفهمی که از عمق وجود در عذابه چرا نمیفهمی اخه چرارارارارارارااراراررار 🥺🥀🖤🥀🥺🖤🥀🥺🖤🥀🥺🥀🖤🥺🥀🖤🥀🥺🥀🖤🥀🥺🥀🖤🥀🥺🖤🥀🥺🥀🖤🥀🥺🥀🖤🥀🥺🥀🖤🥺🥀🖤🥀🥺🥀🖤🥀🥺🥀🖤🥀🥺🥀🖤🥀🥺🥀🖤🥀🥺🖤🥀🥺🥀🖤🥀🥺

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    0

    اصلا میراث وقتی اینجا به نعنا گفت سپهر با قصد اعترافی که نعنا توی پارت بعدی کرد سپهر صداش زد.

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    2

    تور سفید؟نعنا دود بشه بره هوا آب بشه برو تو زمین میراث بازم تشخیصش میده

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    0

    نعنا میگه چند نفر و اینطوری اسیر کرده بود و .. عزیزم به نظرم جز تو هیچکس تو همچین موقعیتی با میراث نبوده

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    0

    نعنا نگو یوناا خودم و میکشممنم😭😭 یونا بی یونا

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    0

    نعنا خیلی جدی داره به میراث یه حسایی پیدا میکنه عاشقشم😭😭

    ۳ ماه پیش
  • هدیه

    5

    کالی دیشب مگه نگفتی اخر شب پارت داریمم؟😭😭

    ۳ ماه پیش
  • Heliii

    20

    میراث روی عکس نعنا تو گوشیش Mossling نوشته بود که معنیش میشد گیاهی ظریف که تو مکان سایه دار رشد میکنه نعنا هم که اسمش یه نوع گیاهه یه جا هم میراث فکر کنم گفته بود که سپهر باید با سایه های وجود میراث شب رشد کنه پس از اول همه چیو میدونستت

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    8

    بابا ایول کارگاه شرلوک کی بودی تو ؟ خوشمان آمد 😁

    ۳ ماه پیش
  • Heliii

    0

    قربونت سیسی🤙

    ۳ ماه پیش
  • ناز

    1

    اگر میراث هنوز نفهمیده واقعا غیر طبیعیه

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️