پارت هفتاد و یک :

(میراث)
۱۴ آبان ۱۳۹۴ - ساعت ۲:۱۴ بامداد

-« هاه...هاه...هاه»
هر بار که نفس می‌کشیدم، ریه‌هام می‌سوخت. از شدتِ درد و گیجی ، مجبور می‌شدم بلند بلند نفس بکشم. پتو رو با دست‌هایِ لرزونم پس زدم.
چشم‌هام رو که باز کردم، نقاشی‌های طلاییِ سقف اتاقم ، حرکت می‌کردن.
می‌چرخیدن و می‌چرخیدن تا وقتی که هرکدوم‌شون مثل تیری از درد تو قسمت به قسمت تنم فرو برن.
صورتِ عرق کرده‌م رو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
آخرین نظرات ارسال شده
  • برفین

    0

    ایشالله لی یون و و دشمنان برات بمیرم مظلومم

    ۲ ماه پیش
  • آماندا

    1

    ووی خدا 🥺🥺

    ۳ ماه پیش
  • Masom

    4

    الاهی بگردم برات قو کوچولو 💔💔

    ۳ ماه پیش
  • ستیا

    4

    میراث هم حق داشته بچگی سختی داشته آدمایی رو دیدم که بخاطر بچی بدی که داشتن وقتی بزرگ شدن نتونستم یه زندگی خوب رو بسازن برای خودشون یا حتی بتونن اونطور که باید به کسی محبت کنن

    ۳ ماه پیش
  • GOLBARG

    14

    صبر کن ببینم.. شاید اونی که میراث گفت کی میفرستیش ایران شهرزاد باشه.. شاید..

    ۳ ماه پیش
  • طوفان

    4

    اخ پسر کوچولوی من این همه درد و رنج برای سنت تو زیادی بود پسر اخه تو چرا اینقدر مظلوم و شکسته ای چرا زمانی که خودت هیچ پناهی نداشتی و دنبال پناه بودی خودتو رها کردی و پناه یکی دیگه شدی چرا مردم اینقدر خودخواهن چرا نمیفهمن اونی که هیولاست این دنیای کثیف و بی احساس 🖤🥺🖤🥺🖤🥺🖤🥺🖤🖤🥺🖤🥺🖤🥺

    ۳ ماه پیش
  • Nnnnn

    22

    الهی بمیرم که تو از هیولای تو تاریکی اتاقت میترسی و هنوز آدما به خودت میگن هیولا:(

    ۳ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    بهترین کامنت

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    2

    چون یونا خیلی طولانی میراث و میشناخته یه جورایی خانواده هم همدیگه رو میشناختن پس چطور ممکنه فکر کنه خواهر میراث زنیه که میراث دوستش داره

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    0

    اگر خواهر میراث اون دختری باشه که پیش لی یونه،پس اون زنی یونا ازش حرف میزد کیه؟مسئله اینه چون اون زن و خواهر میراث نمیتونن یکی باشن یا دختری که پیش لی یونه خواهر میراث نیست یا از اون زن حرفی زده نشده

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    2

    خدایی ببین این ظاهر خشن چه دل مهربونی داره:)

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    1

    ماه بانو چطور دلت اومد این دوتا بچه رو بذاری و بری؟چجوری تونستی بی تفاوت باشی

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    2

    وقتی ماه بانو گفت "طلاق میخوام من هیچوقت پرنده ها رو دوست نداشتم مخصوصا قو.."واقعا خوشحال شدم چون سکوت هیچوقت دربرابر یه مرد کنترلگر و خشونت آمیز ایده خوبی نیست

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    1

    با بابایی گفتن میراث بغض کردم💔💔

    ۳ ماه پیش
  • Nnnn

    1

    نمیدونم ولی فکر میکنم میراث هیچوقت کارایی که باباش با مامانش کرده رو با نعنا نکنه.. شاید الان دنبال اسیر کردنش باشه ولی اینجوری نمیمونه

    ۳ ماه پیش
  • هلوین

    3

    ولی چرا شهرزاد باید پش لی یون باشه بعدشم گروگان فک نکنم میراث اگه بخواد می تونه اونو از چنگ لی یون در بیاره اخه طرف میراثه از مرگ هم نمی ترسه حتمن یه مسله ای دیگه ای هست

    ۳ ماه پیش
  • شهبانو

    1

    نه اگه مسئله جون شهرزاد باشه🙃

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️