پارت هفتاد و سوم :

صدایِ بم و کش‌دارِش تو گوشم پیچید.
اون لحظه ، انگار بندبندِ وجودم رو از هم پاشید. با حرفش دیوارِ دفاعی وجودم فرو ریخت.
سپهر؟
یعنی اون هنوز حتی یک ذره هم به من شک نکرده بود؟
یا شاید هم این یه بازیِ کثیف بود. شاید همیشه می‌دونست ، و در واقع اون بود که با من بازی می‌کرد!
توی اون سکوتِ و خیرگیِ چشم‌هاش ، مغزم شروع کرد به تحلیل. مثل یه ماشینِ زمان به تمام وقت‌هایی که مقابل هم بÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
آخرین نظرات ارسال شده
  • برفین

    3

    خداروشکر هر دو عاشق شدن تموم

    ۲ ماه پیش
  • آماندا

    6

    تمام نعنا عاشق شد رفت

    ۳ ماه پیش
  • رها

    12

    توجه کنین نعنا داره عاشق میشه یا من دارم توهم میزنم؟!/کالی عزیزم معتادمون کردی

    ۳ ماه پیش
  • Masom

    1

    واایی خیلی داره فوق العاده پیش می ره. مرسی که هستی زیباا 🩵🩵

    ۳ ماه پیش
  • لونا

    0

    منم منتظر همین دخترم

    ۳ ماه پیش
  • R&$

    10

    کالی درست درک میکنم شاید مشکلاتی داری و نمیتونی پارت بدی ولی حداقل بگو نمیتونم این هفته پارت بدم انقدر هم کامنت منفی جذب نمیکنی هیچ ادمی نیست ک درک نداشته باشه همه درکت میکنیم .

    ۳ ماه پیش
  • R&$

    8

    اینطوری نه خودت اذیت میشی با کامنت های منفی نه خواننده رمان ولی با این روش خداوکیلی منم دیگه دارم خسته میشم به هرحال همانطور که خواننده باید نویسنده رو درک کنه و هم نویسنده خواننده رمان رو 🙃

    ۳ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    من تلگرام مدام اطلاع میدم ، امشبم قراره پارت بدم

    ۳ ماه پیش
  • نیلا

    8

    نمیشه اینجا هم اطلاعیه قرار بگیره؟

    ۳ ماه پیش
  • R&$

    1

    امیدوارم 🥺🙃

    ۳ ماه پیش
  • آیسان

    15

    واقعا الان دیگه پارتم بیاد حس رمان رفته دیگه الان چهار روزه بنعی وی امرو ز میگه فردا فردا میگه پس فردا نمیخواد پارت بدع باشه لاقل بگه که سه چهار روز نمیدم ما هی نیاییم اینجا دنبال رمان بگردیم

    ۳ ماه پیش
  • Elnaz

    5

    سلام کالی جونم نمی دونم الان چه مشکلی واست پیش اومده وجای تو هم نیستم که بتونم اونطور که باید درکت کنم ولی من همیشه صبر میکنم چون میدونم شاهکارایی که تو بعد از این صبرا خلق ارزششو داره 🫶🏻🌀🩵💙😘

    ۳ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    مرسی از تو جوجو

    ۳ ماه پیش
  • Setayesh

    29

    دیگه خسته شدمم پارت میخوامم

    ۳ ماه پیش
  • طوفان

    3

    چرا یه سریا تون اینقدر نفهمید چرا حرف ادم حالیتون نمیشه نمیتونی منتظر بمونی نخون چرا چرت و پرت میگی واقعا دلم به حالتون میسوزه 🤕🤕

    ۳ ماه پیش
  • Setayesh

    12

    داداش چی میگی من الان توهین به نویسنده کردم یا گفتم نمی خوام رمانشو بخونم؟ من فقط گفتم پارت میخوام من خودم همیشه کالی رو حمایت کرده و می کنم نیاز نیس اینقدر برام گارد بگیری و نیاز هم دل بسوزونی

    ۳ ماه پیش
  • طوفان

    0

    اولاً من جمع بستم دوماً طرز بیانت اشتباه بود عزیزم تو گفتی دیگه خسته شدم پارت میخوام ولی میتونستی محترمانه تر درخواست کنی نه اینکه با بی احترامی گلم ☺️

    ۳ ماه پیش
  • elnaz

    5

    بچه ها بنظرم الان بجای کامنت منفی دادن با خودتون بگید شاید کالی یه مشکلی داره شاید ذهنش درگیر و نمی تونه الان پارت بده به جای اینکه به فکر خودتون باشید یه ذره هم که شده به کالی فکر کنید و نگرانش باشید چون نویسنده آنقدر حق داره که حتی همین الان رمان رو ادامه نده درسته هممون ناراحت میشیم و حس میکنیم

    ۳ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    :)💕

    ۳ ماه پیش
  • سه نقطه

    3

    من چون خودم قبلا رمان می نوشتم می تونم دو طرفو درک کنم🫠 اونایی که خواننده ان منتظر پارت بعدی ان و اون کسی هم که نویسنده است می خواد پارتش خوب باشه و توش اشکال نداشته باشه از اون طرف مشغله های خودشم داره..

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    2

    ماهم کالیستو رو درک می کنیم و میفهمیمش بالاخره اونم آدمه خسته میشه. ولی خب ما میگیم حداقل یه خبر از خودش بهمون بده که بدونیم چه زمانی پارت میاد. وگرنه کالیستو برای ما از خود رمانش مهم تره.🍓♥️

    ۳ ماه پیش
  • گندم

    1

    حاجی پس اون دختری که یونا می گفت میراث اونو انتخاب کرده کیه؟

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    1

    دوستان عزیز ببندید لطفا کالی صلاح دید پارت بعدی میزاره سپاس گزار شما هانیه

    ۳ ماه پیش
  • طوفان

    0

    آ قربون دهنت داداشی گوش بدین به داداش گلم کسی حرف رو حرفش بیاره نامه سفرش به اون دنیا رو امضا میکنم 😎✌️🔪🔪

    ۳ ماه پیش
  • ستی

    2

    بعد از تعویض لباس آرایش غلیظش رو پاک نکرد

    ۳ ماه پیش
  • ستی

    4

    این حرف هاش بوی این رو میده ک به نعنا میگه از همه چی خبر داره و ولی میخواد ببینه نعنا تا کجا میخواد پیش بره و هر چقدر بخواد پیش بره در هر صورت تو مشت قوی سیاهه یعنی از دختر بودن هم خبر داره

    ۳ ماه پیش
  • هعی

    3

    چرا نمی فهمه دخترهه این نعناست نه سپهرر میراث جان ایشون دختره نه پسرر

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️