پارت بیست و ششم :




چند دقیقه بود که ماشین توی سکوت پیش می‌رفت.

نه من چیزی می‌گفتم نه اون.

صدای آروم ماشین و نور چراغ‌هایی که یکی‌یکی از کنارمون رد می‌شدن، تنها صداهای بینمون بودن.

کتش هنوز روی شونه‌هام بود.

بوی عطرش، همون عطر تلخ و سنگین، هر بار که نفس می‌کشیدم بیشتر توی ذهنم می‌نشست.

یه لحظه بی‌اختیار نگاهم به دست‌های برزین افتاد محکم روی فرمون بودن.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت برزین در رمان خفته در راز برزین
تصویر شخصیت ترنم در رمان خفته در راز ترنم
تصویر شخصیت بلوط در رمان خفته در راز بلوط
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    ممنونم عالی مثل همیشه. آفرین به این مرد باوفا که یک نگاه کرده واز زنش عذرخواهی میکنه

    ۲ هفته پیش
  • زهرا خزائی | نویسنده رمان

    👌😭

    ۲ هفته پیش
کپی شد!