طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت صد و چهل و هشتم :
متعجب به صورت رنگ پریده مادرش خیره میشود:
- جانم مامان؟
ناخنهایش بیشتر داخل بازوی نیایش فرو میرود:
- توروخدا نیکداد رو منصرف کن!
- چرا آخه؟
مرضیه جلوتر میرود و مدام لب باز میکند؛ اما تلاشش تا حرف زدن فاصله زیادی دارد.
- مامان چی شده؟
- نیایش جلوی نیکداد رو بگیر...جلوی این مراسم رو بگیر...نذار پای نیکداد به اون خونه برسه! توروخدا مامان...جلوش رو بگیر خودش رو بدبخت
لطفا صبر کنید...

م
1باید خقیقت رو به نیکداد بگه، شاید اینجوری تو اون گذشته لعنتی یه چیزی پیدا شد مانع ادامه دادن نیکداد بشه 🥺🙏🏻