طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت صد و چهل و هفتم :
محمود یونس را کنار میزند و سمت اتاق میرود که یونس هم دنبالش راه میافتد و بلندتر میگوید:
- فهمیدی چی گفتم؟ من نمیذارم مثل همون سالها زندگیم به گند بکشه اونم فقط به خاطرخودخواهی تو!
محمود با عصبانیت داخل کشوهای میز را میگردد که یونس سمتش میرود و شانهاش را میگیرد؛ محمود سمت او میچرخد.
- گفتم همه چی رو گردن میگیری؛ اگر قراره کسی تقاص پس بده اون تویی نه من...نه زند
لطفا صبر کنید...
