پارت صد و چهل و هفتم :

محمود یونس را کنار می‌زند و سمت اتاق می‌رود که یونس هم دنبالش راه می‌افتد و بلندتر می‌گوید:
- فهمیدی چی گفتم؟ من نمی‌ذارم مثل همون سال‌ها زندگیم به گند بکشه اونم فقط به خاطرخودخواهی تو!
محمود با عصبانیت داخل کشو‌های میز را می‌گردد که یونس سمتش می‌رود و شانه‌اش را می‌گیرد؛ محمود سمت او می‌چرخد.
- گفتم همه چی رو گردن می‌گیری؛ اگر قراره کسی تقاص پس بده اون تویی نه من...نه زند

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!