پارت صد و چهل و هشتم :

متعجب به صورت رنگ پریده مادرش خیره می‌شود:
- جانم مامان؟
ناخن‌هایش بیشتر داخل بازوی نیایش فرو می‌رود:
- توروخدا نیکداد رو منصرف کن!
- چرا آخه؟
مرضیه جلوتر می‌رود و مدام لب باز می‌کند؛ اما تلاشش تا حرف زدن فاصله زیادی دارد.
- مامان چی شده؟
- نیایش جلوی نیکداد رو بگیر...جلوی این مراسم رو بگیر...نذار پای نیکداد به اون خونه برسه! توروخدا مامان...جلوش رو بگیر خودش رو بدبخت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!