طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت صد و چهل و ششم :
با صدای به لرز نشسته هقهق میزند:
- نمیخوام الانم زندگیتو بسوزونم، به خدا نمیخوام تباه بشی جلوی چشمام...نیکدادم! پسرم...تو رو مرگ مادرت نرو دنبالشون... .
نیکداد خیره به صورت سرخ شده و خیس مرضیه، لبش را میان دندان میجود و قلبش محکم به سینه اش میکوبد؛ لحظهای صدای پر از پیروزی یونس امانش نمیدهد. از جا بلند میشود که مرضیه دستش را میگیرد:
- نیکداد، توروخدا جون من رو قسم بخ
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

م
2کاش مرده بود و این همه سال با زجر زندگی نمی کرد،زندگی نیکدادم از اون سیاهتر نمی کرد 😔🙏🏻