پارت پنجاه و پنجم :


کیوان نگاهش را از روبه‌رو نگرفت.

_چیشد که کنارش گذاشتی؟

تابان ساکت شد.می‌دانست منظورش کیست.

کاوه مردی که روزی حاضر بود برایش با دنیا بجنگد.

کیوان ادامه داد:

_تو دوستش داشتی اشتباه که نمیکنم؟!

تابان چند لحظه به حیاط ساختمان خیره ماند.

بعد آرام گفت:

_آدما اشتباه می‌کنن.

کیوان چیزی نگفت.

تابان ادامه داد:

_انسا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!