پارت پنجاه و ششم :



راوی

سکوت سنگین و خفه‌کننده حاکم شد.
همه چیز در چند ثانیه اتفاق افتاد.

تابان با چمدان کنار در ایستاده بود.

نوشین وسط راهرو خشکش زده بود.

شیوا از انتهای سالن با نگرانی به پسرش نگاه می‌کرد.

و کیوان دیگر آن مرد آرام چند دقیقه قبل نبود.

فکش آن‌قدر محکم شده بود که رگ کنار شقیقه‌اش بیرون زده بود.

چند ثانیه فقط به در بسته خیره ماند.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!