پارت سی و یک :



سکوتی بینمون هر ثانیه‌اش سنگین‌تر از قبلی می‌شد.

صدای تیک‌تاک ساعت دیواری توی سالن می‌پیچید و من بی‌هدف به خطوط روی کاغذ خیره شده بودم.

رهاب روبه‌روم نشسته بود.

نه حرفی می‌زد...نه کاری می‌کرد...

فقط هر از گاهی نگاهش روی طراحی می‌چرخید و دوباره به سکوت برمی‌گشت.

انگار بودنش به تنهایی فضا رو پر کرده بود.

نفسم رو آروم بیرون دادم.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!