پارت صد و چهل و دوم :

وقتی از دانشگاه بیرون آمد، آسمان رنگ آبی نداشت.ابرهای تیره، تمام شهر را بلعیده بودند و باد خنکی میان درختان می‌پیچید.
یاسمین بی‌هدف در پیاده‌رو قدم می‌زد.
دانشنامه‌ی فارغ‌التحصیلی را میان دست‌هایش گرفته بود؛ اما نگاهش روی هیچ‌چیز نمی‌ماند.
حنانه و آنا اصرار داشتند بعد از مراسم، سه تایی به کافه‌ای بروند و جشن بگیرند؛ اما به بهانه‌ی خستگی، قرار را به هم زده بود.
تمام

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
تصویر شخصیت یاسمین آریانفر در رمان تراشه مرگ یاسمین آریانفر
تصویر شخصیت شاهین در رمان تراشه مرگ شاهین
تصویر شخصیت یاسمین در رمان تراشه مرگ یاسمین
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    شاهین در ظاهر خیلی مغرور و غد بنظر میرسه ولی از درون خیلی شکننده است خیلی آسیب دید مرگ یامور مرگ همایون و نداشتن یاسمین.خوبه که برگشت

    ۲ هفته پیش
  • لاله

    0

    چرا این بشر این قدر غده.مگه فقط تو بابات از دست دادی؟بقیه هم عزیزانشون از دست دادن

    ۱ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    درسته پدرتو از دست دادی و غم بزرگی داشتی ولی کاش میزاشتی دختری که عاشقش شدی و عاشقش کردی آرومت میکرد

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😔😔😔

    ۳ ماه پیش
  • شیرین

    1

    آخیش بالاخره همدیگرو دیدن ممنون نیلوفر جون خیلی پارت خوبی بود

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی💋❤️

    ۳ ماه پیش
  • پرنیان

    2

    طبیعیه منتظر بودم شاهین بگه بیمار اتاق شماره ۴ 😂😂😭

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    شاید باورتون نشه،ولی منم موقع نوشتنش منتظر بودم شاهین بگه بیمار اتاق ۴...ولی خب گفتم یه سال گذشته..یه تغییر و تحولی در رفتارش باید ایجاد بشه🤣🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • نادیا

    0

    😂😂واقعا منم همین انتظارو داشتم

    ۳ ماه پیش
  • محیا

    0

    عالی بود ممنون ازت ❤️ ❤️ 🩵🩵💜💜ولی حیف😭💔

    ۳ ماه پیش
  • Somebody

    0

    وایی چقدر رمانتیک بود این پارت🥲برای جفتشون همزمان هم خوشحالم هم ناراحت

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    2

    آخیی!چه رمانتیک🥹🥲 ولی شاهین هم حق داشت! نداشت؟ ممنون بابت پارت نیلوفر جان 💫✨

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله حق داشت🥲❤️

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    1

    آخی چه قشنگ و رمانتیک خیلی خاص بود اونم تو روز بارونی به به😍

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    1

    پارت عالی و خفن بود خیلی خوشحال شدیم خسته نباشی نیلوفر جون💙

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بوس بهت قشنگم❤️

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    1

    حس میکنم کارکتر های یاسی و شاهین خیلی بزرگ و پخته تر شدن مخصوصا شاهین همش حس میکنم کلی عوض شده

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    موافقم😍❤️

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    1

    شاهین چرا نگفت نتونست بیاد در خونه اش نکنه دلیل خاصی داره؟فکر میکنم پارتای بعد خودش بگه

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در اصل خودش نمی‌خواست بره...به خاطر اتفاقاتی که افتاده و..

    ۳ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    یاسمین هم بااون قلب مهربون ومعصومش خیلی دوست داشتنیه.. خوبه که باز بهم رسیدن

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️👌🏻👌🏻 یاسی واقعا یه کاراکتر پاک و معصوم بود

    ۳ ماه پیش
  • پرنیان

    2

    جای یاسی و شاهین عوض شده اون روز پشت در شاهین یاسی رو نگه داشته بود هی حرف میزد یاسی چیزی نمیگفت حالت برعکس آخی یاسی تو این یه سال فهمیده عاشق شاهین شده دوتا جمله گفتم ۵ بار گفتم یاسی 😂

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا❤️😍 و اینکه به هرحال یاسی و شاهین مدت‌ها کنارهم بودن...اینکه یهو بذاره بره، خیلی برای یاسی سخته🥲

    ۳ ماه پیش
  • آمینا

    2

    یاسمین نمی خواست بغلش کنه ها فقط میخواست مطمئن بشه شاهین اومده و واقعی😉😉😅🥰😍🤩😍😇

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله دقیقاااا😁😁❤️❤️ وگرنه یاسی با هرگونه برخورد فیزیکی مخالف بود🤣

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️