پارت صد و چهل و یک :

یک سال بعد:
یاسمین مقابل آینه ایستاد و کلاهِ فارغ التحصیلی را روی سرش گذاشت.یک قدم عقب رفت و سر تا پایش را از داخل آینه رصد کرد.
باورش نمی‌شد. انگار همین دیروز میان دود و آوارِ آزمایشگاه می‌دوید و حالا با لباس فارغ‌التحصیلی روبه‌روی آینه ایستاده بود.
دستی به لباسِ سیاه و ساتنش کشید و کمی مرتبش کرد.همچنان به تصویر خود در آینه خیره مانده بود که ناگهان درب باز شد و حنانه وارد شد.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
تصویر شخصیت یاسمین آریانفر در رمان تراشه مرگ یاسمین آریانفر
تصویر شخصیت شاهین در رمان تراشه مرگ شاهین
تصویر شخصیت یاسمین در رمان تراشه مرگ یاسمین
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Roghayyeh

    0

    اگه ناپدید نمیشد بدون پدرش فارغ التحصیل میشد

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به چه مطلب مهمی اشاره کردی👌🏻❤️ میگن هیچ کاری بی حکمت نیست، دقیقا مصداق همین موضوع بود❤️

    ۲ هفته پیش
  • Roghayyeh

    0

    بی معرفت کجا غیبت زد اخه

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ا❤️❤️

    ۲ هفته پیش
  • شیرین

    1

    درسته شاهین صاحب یه غم بزرگه ولی عشقش در این لحظه بهش احتیاج داشت باید کنارش میبود

    ۲ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️😔😔

    ۲ هفته پیش
  • Somebody

    1

    راستی عاقبت ویروس چی شد؟فکر کنم با توجه به تایم لاین این پارت،پخش نشده باشه🤔

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به این موضوع حتما اشاره میشه گلم💋❤️

    ۳ هفته پیش
  • محیا

    0

    عالی بود کاش شاهین واقعا اونجا بود یعنی یاسمین توهم زده بود 😇🥰🥰

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خداروشکر که عالی بود😍

    ۳ هفته پیش
  • محیا

    0

    نیلوفر جون حالا که هر دو رمانتون تموم میشه دنیای رمان دیگه صفایی نداره لطفا دوباره برامون بنویسین🙏🙏🥺😘😔😭

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی❤️❤️ لطف داری❤️❤️ببینم چی پیش میاد🥲💋

    ۳ هفته پیش
  • آمینا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    0

    ممنونم نیلوفر جون بابت پارت هدیه خسته نباشی مثل همیشه عالی جلو رفتی💙

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزمی💋

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥲🥲🥲🥲

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    وقتی هم‌خونه شده بودن هم شاهین خیلی هوای یاسی رو داشت😍❤️

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در مورد انتقام فک نکنمممم...ببینیم خودش چی میگه❤️😅

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا😍❤️

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    0

    من اول یاسی بعد شاهین رو دوست داشتم و دارم یاسمین چون خیلی قوی و جسور بود با تمام این اتفاقاتی که افتاد(بابا و مامانش،کات کردن با دوست پسر قبلیش،و دور شدن از محمد)باز محکم بود و شاهین هم جذاب بود برام عشقش بی شیله پیله بود

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم از اینکه نظرتو در مورد کاراکترا گفتی❤️❤️ شاهین با وجود اینکه خیلی آزار و اذیت می‌رسوند؛ ولی واقعا روراست بود و به قول شما اهل شیله پیله نبود👌🏻

    ۳ هفته پیش
  • اکرم بانو

    0

    من شاهینو خیلی دوست داشتم و دارم ..خیلی شخصیت جالبی داشت

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خیلی از دیدن این پیام خوشحال شدم❤️ شخصیت پردازی شاهین برام به شدت مهم بود❤️😍

    ۳ هفته پیش
  • اکرم بانو

    0

    بیچاره بعد از اون ماجرا داغون شد،نمیدونم چرا نمیخواد به یاسمین نزدیک شه دیگه

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥲🥲

    ۳ هفته پیش
کپی شد!