تراشه مرگ به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و چهل و یک :
یک سال بعد:
یاسمین مقابل آینه ایستاد و کلاهِ فارغ التحصیلی را روی سرش گذاشت.یک قدم عقب رفت و سر تا پایش را از داخل آینه رصد کرد.
باورش نمیشد. انگار همین دیروز میان دود و آوارِ آزمایشگاه میدوید و حالا با لباس فارغالتحصیلی روبهروی آینه ایستاده بود.
دستی به لباسِ سیاه و ساتنش کشید و کمی مرتبش کرد.همچنان به تصویر خود در آینه خیره مانده بود که ناگهان درب باز شد و حنانه وارد شد.
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
به چه مطلب مهمی اشاره کردی👌🏻❤️ میگن هیچ کاری بی حکمت نیست، دقیقا مصداق همین موضوع بود❤️
۲ هفته پیشRoghayyeh
0بی معرفت کجا غیبت زد اخه
۳ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ا❤️❤️
۲ هفته پیششیرین
1درسته شاهین صاحب یه غم بزرگه ولی عشقش در این لحظه بهش احتیاج داشت باید کنارش میبود
۲ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️😔😔
۲ هفته پیشSomebody
1راستی عاقبت ویروس چی شد؟فکر کنم با توجه به تایم لاین این پارت،پخش نشده باشه🤔
۴ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
به این موضوع حتما اشاره میشه گلم💋❤️
۳ هفته پیشمحیا
0عالی بود کاش شاهین واقعا اونجا بود یعنی یاسمین توهم زده بود 😇🥰🥰
۴ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خداروشکر که عالی بود😍
۳ هفته پیشمحیا
0نیلوفر جون حالا که هر دو رمانتون تموم میشه دنیای رمان دیگه صفایی نداره لطفا دوباره برامون بنویسین🙏🙏🥺😘😔😭
۴ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزدلمی❤️❤️ لطف داری❤️❤️ببینم چی پیش میاد🥲💋
۳ هفته پیشآمینا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۳ هفته پیشترنم
0ممنونم نیلوفر جون بابت پارت هدیه خسته نباشی مثل همیشه عالی جلو رفتی💙
۳ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزمی💋
۳ هفته پیشترنم
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🥲🥲🥲🥲
۳ هفته پیشترنم
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
وقتی همخونه شده بودن هم شاهین خیلی هوای یاسی رو داشت😍❤️
۳ هفته پیشترنم
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
در مورد انتقام فک نکنمممم...ببینیم خودش چی میگه❤️😅
۳ هفته پیشترنم
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا😍❤️
۳ هفته پیشترنم
0من اول یاسی بعد شاهین رو دوست داشتم و دارم یاسمین چون خیلی قوی و جسور بود با تمام این اتفاقاتی که افتاد(بابا و مامانش،کات کردن با دوست پسر قبلیش،و دور شدن از محمد)باز محکم بود و شاهین هم جذاب بود برام عشقش بی شیله پیله بود
۳ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممنونم از اینکه نظرتو در مورد کاراکترا گفتی❤️❤️ شاهین با وجود اینکه خیلی آزار و اذیت میرسوند؛ ولی واقعا روراست بود و به قول شما اهل شیله پیله نبود👌🏻
۳ هفته پیشاکرم بانو
0من شاهینو خیلی دوست داشتم و دارم ..خیلی شخصیت جالبی داشت
۳ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خیلی از دیدن این پیام خوشحال شدم❤️ شخصیت پردازی شاهین برام به شدت مهم بود❤️😍
۳ هفته پیشاکرم بانو
0بیچاره بعد از اون ماجرا داغون شد،نمیدونم چرا نمیخواد به یاسمین نزدیک شه دیگه
۳ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🥲🥲
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

Roghayyeh
0اگه ناپدید نمیشد بدون پدرش فارغ التحصیل میشد