پارت صد و چهل و سوم :

یاسمین به قطرات ریز و درشت باران که بر شیشه‌ی کافه جاری شده بودند، نگریست.
بی‌اختیار دستان سرخش را بالا آورد و مقابل دهانش گذاشت تا کمی گرم شود.
شاهین صندلی را به آرامی بیرون کشید و مقابل دختر نشست.
برای چند ثانیه به نیم رخش خیره ماند و بعد پرسید:
-بهتری؟
یاسمین سرش را سمت او چرخاند و از خیابان چشم برداشت.
دستانش را درهم قلاب کرد و روی میز گذاشت.
-بهترم.
بعد کاسه‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
تصویر شخصیت یاسمین آریانفر در رمان تراشه مرگ یاسمین آریانفر
تصویر شخصیت شاهین در رمان تراشه مرگ شاهین
تصویر شخصیت یاسمین در رمان تراشه مرگ یاسمین
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • لاله

    0

    پس ارجمند کارش شروع کرد

    ۱ ماه پیش
  • شیرین

    1

    ای بابا نیلوفر جون شیرینی وصال رو به کاممون تلخ کردی با شروع ویروس

    ۳ ماه پیش
  • نادیا

    1

    بیا حالا پیداشون نکردن اینام ویروسو پخش کردن😑

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥲🥲

    ۳ ماه پیش
  • فاطی

    1

    گوشه ای از دنیا دوعاشق بهم رسیدن و جایی دیگر ویروسی خطرناک در حال پخش شدن است..بعضی وقتها در یک کار کثیف چه سودی است.

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️👌🏻👌🏻❤️

    ۳ ماه پیش
  • آمنه

    1

    خدا لعنت کنه امثال اون شیطان صفتها رو پارت عالی بود

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    👌🏻❤️

    ۳ ماه پیش
  • سهیل۳۰

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️🥲🥲

    ۳ ماه پیش
  • آمینا

    0

    یاسی پسره داره ازت اجازه میگیره چرا لگد میزنی🤣🤣 ارجمند لعنت بهت بی شرف مردم رو اسباب درآمد کردی

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه اجازه نگرفت😂😂 داشت از شروع تازه حرف میزد🥲❤️

    ۳ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    ارجمند کثافت آتیش بگیری ایشالله (اتقدری که من خاج و ارجمند رو فحش دادم و نفرین کردم بدخواه های خودمو نکردم)

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عالی بود😂😂

    ۳ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    باز شاهین روش باز شد بی حیایش گل کرد

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا😂👌🏻

    ۳ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • اکرم بانو

    1

    وای چقد یاد کرونای لعنتی و اون روزای نحسش افتادم

    ۳ ماه پیش
  • Somebody

    2

    نمیدونم چرا ولی یهو یاد کرونا افتادم و غمگین شدم💔

    ۳ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • اکرم بانو

    1

    پس اون لحظه ی اخر انا از انید جدا شد ،برای این کار رفته بود

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️