پارت بیست و نهم :

کانال پارتهای تگرگ:
#پارت_۷۸


سه نفرمون، درحالی که صدای آروم فواره‌ی حوض توی حیاط می‌پیچید، به سمت خونه‌ی گرم و قدیمی زیور خانم راه افتادیم...

بی‌خبر از اینکه چند دقیقه‌ی دیگه، دیدن یکی از آدم‌های اون خونه قراره قلب منو برای چند لحظه از تپش بندازه...

همراه زیور خانم وارد خونه شدیم.

فضای داخل خونه دقیقاً مثل حیاطش گرم و دلنشین بود.

فرش‌های دستبØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت شاهرخ در رمان تگرگ شاهرخ
تصویر شخصیت گلبرگ در رمان تگرگ گلبرگ
تصویر شخصیت داراب در رمان تگرگ داراب
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطیما

    1

    جالب شد🙃ولی خیلی پارت کوتاهی بود☹️

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️