پارت پنجاه و سوم :

زمان ایستاد و سپهر به چندین تکه تبدیل شد.
بازهم تبدیل به واقعی ترین سپهر شده بود ، سپهری که تصمیماتی جدا از نعنای ساده می‌گرفت.
سپهری که جنگجو بود.‌ سپهری که رقاصِ میدون بازیِ میراث و یونا بود.
نفسی حوالی یونا احساس نمی‌شد. تبدیل به تکه سنگی سفت و سرد شده بود. انگار که دیدن این صحنه همیشه براش عادی باشه. عادی باشه که رقاصش اون‌قدر روی سطح یخی قلبش برقصه که زمین ترک برداره.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
آخرین نظرات ارسال شده
  • برفین

    1

    یونا میمیره ولی بلایی سر دارا و پویا نیاد نه نه یونا رو نکش اصلا مگه مجبوری شخصیتی رو بکشی ریلکس

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    11

    به دو تا فکت رسیدم یک اینکه اون زنی که یونا ازش حرف زد نعناعه چون میراث گفت من که سال ها منتظرتم چند روز دیگه روش دوم اینکه اون شب بهش تنفس مصنوعی داد یعنی سپهر جفت میراث به گفته مانی قو ها اگه کسی ببوسن ولش نمیکنن

    ۳ ماه پیش
  • پریسا

    1

    نه بابا اون لیلی با یه مرد دیگه بود و نیراث اونو کشته بود بعدشم میراث الان 25 سالشه و اون موقع 15 پس طبق معمول نعنا اون موقع فقط 7 سالش بود ، زمان توی رمان ها مهم ترین چیزه

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    8

    کاش رمان رو با دقت بیشتری میخوندی عزیزم، میراث 20 سالشه و اختلاف سنیش با نعنا فقط سه ساله🙂

    ۲ ماه پیش
  • Dina

    2

    چرا همه دارن همو میبوسن😂

    ۲ ماه پیش
  • فهیم

    17

    نعنا بی مخ . چرا باید نفرتش رو با بوسه ثابت کنه، دلم میخواد بزنمت . میتونستی وسطتش رو بگیری بپیچونی

    ۴ ماه پیش
  • سارا

    3

    نگرفتی مگه میراث گفت خودتم میدونی که از سر نفرت من و نبوسیدی وگرنه چرا نذاشت یونا ببوستش

    ۳ ماه پیش
  • خیال

    2

    دچار شرم نیابتی شدم😂😂

    ۳ ماه پیش
  • گجت

    8

    این پارت فهموند که سایکو اصلی یوناس نه میراث اگه یکم به حرکات کارهایی که میکنه یا این شباهت دادن سپهر به لیلی همشون نکته

    ۳ ماه پیش
  • گجت

    4

    چرا ی حس بدی بهم میگه قراره دراینده شاهد مرگ یونا باشیم

    ۳ ماه پیش
  • گجت

    2

    چرا ی حس واقعا بد بهم میگه در ایند۶ قراره شاهدد مرگ یونا باشیم

    ۳ ماه پیش
  • Rez

    0

    هعیی یونا سپهر رو همون لیلی میبینه و حس میکنم اگر بفهمه سپهر دختره و بهش دروغ گفته دوباره نابود بشه یا اینکه سپهر رو نابود کنه

    ۴ ماه پیش
  • کالیستوفن

    0

    ای خوداا 🥹😭🎀🩷

    ۴ ماه پیش
  • طوفان

    1

    الان هم جفت یونا هم جفت میراث یعنی ای وایی الان ه لپ. ید ثدصادصامصغم ضل🙃🌑🙃🌑🙃🥲✨✨🍓✨🍓✨🤍🍓🌑🤍🍓🖤🍓🖤🤍🍓🖤

    ۴ ماه پیش
  • زشت ترین دختر

    4

    یونارو نبوسیده پس فقط جفت میراثه ، چون قانون قوها اینکه کسی که اولین باراونا رو ببوسه جفتشون میشه و تا آخر به اون وفادار می مونن که

    ۴ ماه پیش
  • طوفان

    1

    یه حسی بهم میگه یونا نابود میشهه اخه این چه کاریه خو داداششس🤍🥺🔪🤍🥺🔪🤍🥺🔪🤍🥺🔪🥀🤍🥺🔪🥀🤍🥺🔪🥀

    ۴ ماه پیش
  • زن میراث

    4

    مگه نباید امروز پارت بیاد ؟؟

    ۴ ماه پیش
  • 😌پرفسورِ رمزگشا

    8

    خب جدا از شوخی حقایق چیست!🔮 ۱ : نعنا میگه تا ابد متنفرم ازت اما حس و انتخاب اصلیش بین دو قو رو برید مقدمه ی رمان خط آخر 😉 ۲: یونا در آینده ی نزدیک کشته می شود .☠️ ۳: البته بگم که یونا ظاهرش گول زننده است اون از میراث سایکوتر و سادیسمی تره.👹 ۴ : اونی که نعنا رو نجات داد میراث بود با تیپ جدید🥲

    ۴ ماه پیش
  • شوکلات

    1

    چطور مقدمه رمان رو هنوز یادته!🤯 مگه میشه اینقدر دقیق یادت بمونه؟😳

    ۴ ماه پیش
  • شوکلات

    4

    من همین پارت آخرم به زور یادمه🤓🥵

    ۴ ماه پیش
  • R&$

    5

    نویسنده جان کی پارت میدی 🥺

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️