پارت پنجاه و دوم :

فقط دلم می‌خواست بدونم کدوم دیوونه‌ای به میراث اجازه داده برای شورا مدرسه ثبت‌نام کنه. البته که اون نیازی به اجازه نداشت.
همین‌ش عجیب بود ، اون مگه قدرت نداشت؟
مگه کل مدرسه ازش نمی‌ترسیدن؟
پس چرا وارد این بازی مسخره شده بود؟
با شناخت کمی که ازش داشتم هم ، می‌تونستم حدس بزنم بویِ شر میاد.

دیگه از بلندگوها چیزی شنیده نمی‌شد تا این‌که ،
آقای دارابی با عجله از پل

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
آخرین نظرات ارسال شده
  • ایدا

    0

    یعنی خداییش عاشقشم انتظار همین لحظه رو میکشیدم از اول پارت😭

    ۱۸ ساعت پیش
  • برفین

    0

    با این که فن میراثم و مثل *** ذوق کردم ولی یونا هم گناه داره واقعا کاش مالی واس یونا هم عشق بیاری

    ۲ روز پیش
  • پریسا

    3

    پشمام ریدم جدی

    ۳ هفته پیش
  • متین

    5

    نه به اول پارت که داشت حالم بد میشد سپهر میگفت یونا چقدر خوبه یونا فلانه نه به اخر پارت😁😁😍

    ۱ ماه پیش
  • آیلین

    1

    یونا نابود میشه

    ۲ ماه پیش
  • Rez

    7

    ولی خب نعنا جان تو که میخواستی ماچش کنی اون سیلی برا چی بود؟ خواهرم

    ۲ ماه پیش
  • Rez

    2

    حاجیی پشمامم ماچش کرد ماچش کردد میراث اینبار نبوسیدش اون نعنا بود که ماچش کرد. برگام

    ۲ ماه پیش
  • طوفان

    0

    وایمبنسننتثنمزنقنزمختکع بی جعبهبجعغج چیشد الان سپهر خودش میراث رو وایمذایکغیکعبکعبغکبامژحغبکازاکبملیمفیاکباکزکااکبکبکتبکتز کالی من مردم که نکن با قلبم این کارو دختر ای بابا 🌑🥲🌑🥲🌑🥲🌑🥲🌑🥲🌑🥲🌑🥲🌑🥲🌑🥲🌑🥲🌑🥲

    ۲ ماه پیش
  • هیما

    0

    و منی که دوباره از پارت 52 به بعد دوباره دوباره میخونمش

    ۳ ماه پیش
  • صاد سین

    0

    وای نعنا افرین😭🤌

    ۳ ماه پیش
  • صاد سین

    1

    برای اون چشم های آبی، که گاهی مشکی میدیدمشون! نعنا مطمئنی از میراث متنفری؟ :) پ.ن: من تا اینو خوندم اومدم اینو بنویسم هنوز کامل نخوندم😅

    ۳ ماه پیش
  • خانم x

    3

    وای خدا من شاهد دیدن چه چیزی بودم؟ بوسیدن میراث؟ omg 😂😂۔۔۔۔۔۔ ولی دلم سوخت یونا دروغگو شده بود............. بازی تازه شروع شده نعنا گلی 😔💅🏻یعنی معتقدم میراث هر چی بپوشه انگار مخصوصش درست شده 💔💔💔

    ۳ ماه پیش
  • وکیل کالی

    3

    یونا واقعا دیگه داری میری تو مخ

    ۳ ماه پیش
  • وکیل کالی

    3

    سوپ گوشت قو البته با گوشت یونا>>>

    ۳ ماه پیش
  • سما

    2

    هااان؟🙃😘😘😘😘😘 باور کن حدس زدم میراث ممکن فیلم رو نشون بده. قبلا هم گفتم اگه یونا همیشه موفق بود بخاطر میراث بودن

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️