پارت سی و یک :

- تولد پانزده سالگی کاتالینا -
با دقت سعی کردم خط چشم پروانه‌ای که تو اینترنت دیده بودم رو، رو چشمام پیاده کنم.
رژلب قرمزم رو که همرنگ پیراهنم بود رو، رو لبام کشیدم.
قد پیراهنم تا بالای زانوهام بود و از قسمت کمر به پایین چین داشت. آستین‌های کوتاه و پفی داشت.
موهای مشکیم رو فرق کج زده بودم و لا به لای موهام شکوفه‌های قرمز کوچولویی گذاشته بودم.
ناخون‌های دست و پام رو لاک قر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کاتالینا در رمان فرار آزادی کاتالینا
تصویر شخصیت ویل در رمان فرار آزادی ویل
تصویر شخصیت آر‌ِس در رمان فرار آزادی آر‌ِس
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    هیچکس لیاقت کاتالینای عزیزم رو نداره به جزززز آرس😭😭

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    👀

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    چه غم انگیز بود..کاتالینا با رفتارای اینا الان شده یکی دیگه،واقعا خیلی بده تنها باشی و کسی بهت توجه نکنه

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😭💔

    ۲ ماه پیش
  • Nyx

    2

    ببین پرنسسو از کجا به کجا رسوندن💔 لیاقت قلب مهربون و پر شور و ذوقشو نداشتین عوضیا...

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😭🫠

    ۲ ماه پیش
  • Nyx

    0

    وای نمی دونم ولی حس می کنم این پارت یکم دلگیر بود، انگار یه غم پنهونی داشت😭😭🩷

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😭😭😭

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    خسته نباشی اتنا جوننن واقعا خیلی کنجکاوم بدونم کاتالیا الان با داداشش که احتمالا دشمنش شده رفتار میکنه

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    👀🤷🏻‍♀️

    ۳ ماه پیش
  • tannaz

    0

    ببین رافائل این کاتالینا، کاتالینای کیک پز گذشته نیست جرعت داری بهش چپ نگا کن تا تو کیک باروت بزاره افقی بکنش تو... چیز دهنت

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    نمی‌دونه، باید ملتفت بشه😔

    ۳ ماه پیش
  • Nana

    0

    مسلما رابطشون اونطوری که کاتالینا میخواسته پیش نرفته

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    کلی چیز هست که ما نمی‌دونیم...

    ۳ ماه پیش
  • نیلو

    1

    خب خب می بینیم که یه رافی جون هم به رمانمون پیوست😂

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    داداش راف💛

    ۳ ماه پیش
  • Aylar

    0

    چه خوب اگه رابطه باهم خوب باشه

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    باید ببینیم در آینده چی میشه🤷🏻‍♀️

    ۳ ماه پیش
  • Aylar

    0

    آرهه درسته

    ۳ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    خسته نباشی ری زا گل گلییی مرسیی🫠✨

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    مرسییییی عشقم، تو هم خسته نباشی بابت کامنتای قشنگت🫶🏻💋

    ۳ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    حالااا این بچه سیشتیری ها باید بشینن جلوی بانو مثل چی پارس کنن..✨🛐😂

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    همینننننننن

    ۳ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    نصفه شبی دلم آلبالو خواست ری زا.. خدا بگم چیکارت نکنه😂😭

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    منم😭

    ۳ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    ببین دیگه چقدر باید تنها باشی که بسنده کنی به آدمی که تو رو مزاحم میبینه.. الهی بمیرید سگ صفتای بیشعور😭😭

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😭😭😭

    ۳ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    اوخی کاتا چقدر نازنازیه توی این دوران.. حیف که این عوضیا مظلومیت و سادگی دخترمو کشتن حالا هم دخترم اونا زو می کشه چیژی نیست که.. خون در برابر خون😔😂

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    اصلا کاتای دوران نوجوونی و الان یه جوری متفاوتن انگار دو تا شخصیت جدان!

    ۳ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    رافائل افسرده دل مرده خسته از زندگی.. این چه طرز رفتار کردن با بانوی زمان نوجوونیه؟ ایششش خوشم نمیاد اصلا به پسرامم نمیدمت برو گریه کن

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    هعی🥲

    ۳ ماه پیش
کپی شد!