پارت بیست و نهم :
تو اون حالت حتی نفس کشیدن هم سخت بود اما من اگه رو مغز دیگو ویراژ نمیرفتم زندگی به کامم تلخ میشد.
بخاطر همین تمام تلاشم رو کردم تا نیشخند بزنم. وقتی آتیش برافروخته تو چشماش رو دیدم فهمیدم به هدفم رسیدم.
به سختی گفتم:
- میل خو..دته. ا..اما اگه..تا چنـ..د ثانیه دیگه دست..دستتو بر..نداری آدرس آنا رو..بهت نمیدم!
با شنیدن جملهام پوزخندش از بین رفت و دستش شل شد. دستشو کنار زدم و نف
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
بد رو آرس کراش زدیا😔👀
۲ ماه پیشNyx
0خیلی قشنگ رو اعصاب دیگو راه میره، عالیه
۲ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
کار موردعلاقشه😔🤣
۲ ماه پیشNyx
0وای وای😭 جوری که کاتالینا همیشه می درخشه🛐 دارم نمی تونمششش
۲ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😭🛐
۲ ماه پیشAyriana
0اگه طرف حساب شوهر جونم بانو نبود.. مطمئنا انقدر طرف شوهرمو میگرفتم دیوونتون میکردم ولی حیف.. بانو ارزشش بیشتره🤭😂
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
دروووووووووووود بر تو
۳ ماه پیشAyriana
0آخ ویلللل مادر برات بمیره که تو تک و تنها موندی این وسط.. البته از ری زا بعید نیست یهو بیاد تو رو با خودش بندازه وسط ماجرا😔😂
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
ویل مال خودمه😔❤️
۳ ماه پیشAyriana
0جدی این آرس خیلی نانازه ها منتظره کاتا بهش نگاه کنه بشه بچه گربه میو کنه🫠😔😂
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
همهی پسرا پیش دختر موردعلاقشون همینن✨
۳ ماه پیشAyriana
0من نظرم رو چیزه، ویگو به نظرم باکلاس تره😔
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
بله بله😔
۳ ماه پیشAyriana
0میگم چیزه ری زا یه ایده دارم.. آرسو بنداز بغل بانو بزار به رمانتیک بازی های زیر پوستیشون برسن.. بعدم کاپل دوممون بشه ویل و دیگو..😔 نظرته؟ویگو؟😔😂یا شایدم گویل؟🤭😂
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
وایی واست سوپرایز دارم تو پارت بعدی🤣😈
۳ ماه پیشAyriana
0آناناااسس..کاتا نگران آرس شد؟ وای موش بخورتتون نیناش ها😭✨
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
✨😭
۳ ماه پیشAyriana
0پلیس مملکت رو سر کار گذاشتن فقط تخصص بانوئه.. هیچکس انقدر چیزز دار نیست😔
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
کاتالینا رو دست کم نگیرید😔
۳ ماه پیشAyriana
0وای آنا وای آنا یعنی شیر مادر حلالت دختر که تو اون امضای زندگی کاتایی😂😭 اگه نبود مطمئنا دیگو خودشو با کاتا دفن میکرد
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
داری از هووت تعریف میکنی؟!🫣
۳ ماه پیشAyriana
0وای شوهرم تو کل این پارت بود درسته یکم چیز شد ولی خب.. من بدون ابهتتم دوست دارم عشقم😔
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🤣😔
۳ ماه پیشالی
0دیگو اگه آنا نبود تا الان کاتالینا رو زنده نمی ذاشت بس که این بشر عذابش میده😔😂
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
دقیقاااااا🤣😔
۳ ماه پیشنیلی
0وایییییییی خیلی خوبه ولی من همیشه دوست داشتم دیگو رو با کاتا شیپ کنم حس میکنم بیشتر به هم میان
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
جدی جدی شیپ کاتا و دیگو؟!😳 اینا رو اگه بذارن همو میکُشَن🔪
۳ ماه پیشRosa
0وای اون تیکه لاو ترکوندنای ارس و بانو🤧😭🔥🩷
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😭🥹
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0وااای من غشششش اونجایی که کاتالینا نگران آرس شد واااای🛐😭