پارت بیست و ششم :
کمی ازش دور شدم و آروم گفتم:
- حالم خوبه ویل.
لمس ویل هیچ وقت برام منزجر کننده و آزاردهنده نبود و حتی قدیما خودم پیش قدم میشدم و بغلش میکردم، البته تا قبل از تهدید رامونا.
اما الان حتی آغوش اون رو هم نمیخواستم.
آرس با نگرانی گفت:
- خوبی کاتالینا؟ الاناست که گیر بیفتیم، باید زودتر از اینجا بریم بیرون.
سری تکون دادم و جلوتر از ویل و آرس راه افتادم.
صدای قدم هاشون رو
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
ویل هم بخاطرش کلی تیر زد🤗
۲ ماه پیشترنم
0بهترین هدیه بود دست مریزاد بهتون افتخار میکنم بخاطر مغزی که دارین😂👏🏻👏🏻
۲ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
حال کردی؟😁🤣
۲ ماه پیشصبا
1👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍
۳ ماه پیشAyriana
2بوسوزید دلقکاا...هرچی خوردید تا الان بستون بوده الان ملکه کاتا اومده همه رو از حلق نجستون بکشه بیروننننن حیحیحییی🤭🤭😂
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😁🛐
۳ ماه پیشAyriana
1فقط حیف که نتونستن زود *** اون دخترا رو پیدا کنن اونم میتونن، از کاتای من هیچی بعید نیست😁😂✨
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
واقعا هم از کاتا هیچی بعید نیست!😔🤣
۳ ماه پیشAyriana
1او..ناز اون انگشتای قشنگت ملکه🛐😭 هدیه ای به بربری دادی که کیف کردمم بدجورر
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😭🛐
۳ ماه پیشAyriana
1ویل خیلی دیوونه اس، قشنگ از این خل مغزای دوست داشتنیه ولی حیف رامونا پرسته😔
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
اون واسه قدیم بوده، بالاخره پسرا تو ۱۸ سالگی بیعقلیای زیادی میکنن😔
۳ ماه پیشAyriana
1آخی آرس.. خیلی آناناسی تو بچه😭
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😭😭😭
۳ ماه پیشAyriana
1نه یعنی گیر نکردم.. معلومه تایپ من آدمیه که با عضوله های دوست داشتنیش در زندان بشکنه و بار ها به فکر آتیش زدن باشه😔✨🛐
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
سر کامنت قبلیت مونده بودم چطور راجب دیگو چیزی نگفتی!😔🤣
۳ ماه پیشAyriana
1نمیدونم تایپم آدمی باشه که به جای من تیر بخوره یا تایپم آدمی باشه که بخاطرم یه عروسی آتیش بزنه و کلی آدم بکشه؟ من گیر کردم کومکک😭😔✨
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
پلیسی که میخواد آتیشم بزنه✅️
۳ ماه پیشAyriana
1تا حالا گفتم چقدر کیف میکنم وقتی آرس و ویل همدیگر و تخریب میکنن؟ عاشقشونم پسر بچه های تخس😭😂
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
منممممم🫂😭😂
۳ ماه پیشAyriana
1باید خفه شی و بزاری فلاترشای تو آرامش فکر کنه😔✨آخی مرتیکه زیادی گوگولی
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
وقتایی که بهش میگه فلاترشای😔🛐
۳ ماه پیشRosa
1به زودی یعنی چی😭😭
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
امشب میذارم😭😭😭
۳ ماه پیشRosa
1هورااااااا
۳ ماه پیشDelmah
2بهترین هدیه بود. دمت جیز برایان😁😏😉
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😁😁😁
۳ ماه پیشثنا
2واییییییییی پر از هیجان و وایب خوب بودددد این پارت🥹 دستت درد نکنه دختر شجاع و قوی💪🏻همینطوری ادامه بدی صدرصد موفق میشی کاتا جان💙🌹
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🥹🩵
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0آرس عزیزم بخاطر کاتالینا تیر خورد قربون این مهربونیت پسر😭😭